پارت هشتاد و هفتم

زمان ارسال : ۲۹ روز پیش

در حال بارگذاری پارت هستیم. مشاهده پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

768
118,197 تعداد بازدید
2,051 تعداد نظر
102 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

نیلوفر سامانی : ۲ ساعت پیش

سلام‌سلام
اومدم بگم مرسی بابت لایک‌ها😍
راستی دیدید نظرات‌مون ۲۰۰۰ رو هم رد کرد؟؟
مرسی از دوستانی که در کامنت‌ها شرکت کردند و کمک کردن به اینجا برسیم❤️🫂❤️
با خوندن نظراتتون
همیشه خنده به لبم اومده :)
در واقع هیچ‌وقت فکرش هم نمی‌کردم کامنت‌ها۲۰۰۰تایی بشه...
انءشاءالله ۱۰۰۰‌تایی شدن لایک‌هامون😍

این چند وقت حسابی ترکیب امیر و بردی داریم
پس قراره کلی کییف کنید😎
#امیرک_بردی 😂

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • صبا

    00

    چقدر بردیا و امیرسام ترکیب باحالی میشن در کل میشه گفت عالیییییییی نمیشه این دوتا باهم همیشه اینطوری همکاری کنن خیلی خوبن این دوتا😶🥺🥺🥳🥳

    ۳ روز پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کاملا موافقم باهات❤️کارد و پنیرن اما مکمل همن :) یه روزهایی باهم خوبن یه روزهایی همون کارد و پنیرن😂

    ۳ روز پیش
  • سیتا

    10

    بردیا و امیرک چه کردن

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به قول شاعر همرو دیوونه کردن😂

    ۴ هفته پیش
  • آمینا

    20

    انشاالله زودتر خوب بشین.فقط زود خوب شو تا جلال جزغاله نشه 😂😂

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزمم💛 نه دیگه دست جلال رو شل بستن خودش فرار میکنه🤣

    ۴ هفته پیش
  • سارای

    30

    امیدوارم سریع تر بهتر بشی وپرانرژی ادامه بدی💪😂 وبگی برسام کیه این نوید دقیقا کیه..............

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی سارای مهربون❤️ در مورد نوید به‌زودی یه‌چیز‌هایی مشخص میشه😁

    ۴ هفته پیش
  • سارای

    00

    نیلوفراینجوری نمیشه ادرس بده بیام یکم کمپوت 🍍🍍🍐🍒🍏بیارم برات سر حال بیای برام پارت بزاری😂😂😎

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم لطفا آناناس باشه😂❤️سعی می کنم زود خوب بشم پارت بذارم🤒

    ۴ هفته پیش
  • سارای

    00

    خودشو بیارم یا کمپوتشو؟🍍🍍🍍

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    هرکدوم که خودت راحتی😁💛

    ۴ هفته پیش
  • هانیه

    10

    عالیییییی🤗💕

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزی💛

    ۴ هفته پیش
  • سلام سلام

    10

    واییی من عاشق این پارت شدم همش قشنگ بود نیلوفر جون خیلی ممنون.راجب نوید هم که به نظر من همون مهرابه و خیلیم مشکوکه ولی باپلیس نیست طرف خلافکاراست.انشاالله زودتر خوب بشی نیلوفر جون

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلم❤️

    ۴ هفته پیش
  • نری

    40

    خسته نباشی نیلوفر جان❤️وایی این پارت خیلی خوب بود من اون یه تیکه که بردیا به امیر سام گفت امیرک نوشابه یا دوغ و امیرسامم گفت داداش دوتا کوک بیارودوست داشتم و اینکه فک کنم یا بابک یا نوید برسامن

    ۴ هفته پیش
  • نری

    30

    و یه نظر دیگه ای که دارم اینه که نوید همون کسیه که جاوید رو کشته و بابک همون برسامه 😁 خسته نباشی نویسنده جونم این پارت هم مثل خودت و کل رمان عالی بود مثل همیشه پر قدرت و پر انرژی ادامه بده🧡🧡🥰🥰😁

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسییی عزیز دل❤️❤️❤️ هویت نوید احتمالا طی چند پارت آینده معلوم میشه😁

    ۴ هفته پیش
  • نری

    10

    آخیش خدارو شکر 😁🧡😀🥰 چون یه ذره از سوال های توی ذهنمون کم میشه😁❤️❤️

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁❤️

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم💛 منم خودم از امیرک خوشم اومد😂 در مورد برسام یکم جلوتر بریم سرنخ مهمی میدم

    ۴ هفته پیش
  • ثریا

    10

    سلام عزیزم امیدوارم زودتر حالت خوب بشه🥲 یه چند روز بود برام باز نمی شد😭 ولی بالاخره بازش کردم مثل همیشه عالی 🥰😍 ترکیب این دو خداست 🤩مخصوصا داداش گفتن های امیرسام درمورد نوید***مخفیه 🤔🤔

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسییی ثریا جان❤️جای‌خالی‌ت احساس میشد😢 در مورد نوید هم تا چند پارت دیگه همه‌چیز معلوم میشه

    ۴ هفته پیش
  • ...

    10

    اینا چقدرر قشنگ همو صدا میکنن امیرک، داداش 😃 امیرسامم که بهونه تیر خوردن میاره همش😂

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا😂😂 خوبه فقط یه‌تیر خورده😂❤️

    ۴ هفته پیش
  • آوا

    10

    عالییییییییییییی واییی فقط امیرک گفتنای بردیا خیلی باحال بوددددد

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسیی دختر پرانرژی❤️😍 این امیرک گفتن از داداش گفتن امیرسام بیشتر طرفدار داشت😂

    ۴ هفته پیش
  • فرزانه

    ۳۱ ساله 10

    سلام نیلوفر جان ممنون از رمان هویت امیدوارم پایانش قشنگ باشه بنظرم نوید همون پسری هست که روز قتل بود هویتش مشخص نبود

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام فرزانه جان❤️ بله ممکنه.. به‌زودی این مسئله مشخص میشه😁

    ۴ هفته پیش
  • نیلدا

    10

    یه پیشنهاد دارم، شما یه تعداد لایک و زمان مشخص کنید اگر ما انجام دادیم یه اسپویل از برسام بدید یا یه سکانسی رو بگید که برسام توی اون حضور داشته ، این ماجرا به نوبه ی خودش معمای بزرگی شده...

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در واقع این پیشنهاد رو دادم ولی اکثریت پارت هدیه خواستن مورد دیگه‌ای که هست اینه‌که من در مورد برسام واقعا دستم بسته‌است هر‌چی بگم ممکنه یه راز دیگه لو بره😂😂چون همه‌چیز بهم وصله❤️

    ۴ هفته پیش
  • Aa

    10

    امیدوارم بزودی حالت خوب بشه وموفق باشی ممنون بابت پارت هدیه عالی بود.امیرک دوغ میخوری یا نوشابه 😂😉🌼🌺🌻

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسییی عزیزم❤️😍 بردیا بچه اول دوغ می‌خواست فک کنم پشیمون شد😂

    ۴ هفته پیش
  • نیلدا

    10

    گفتگوی بردیا و امیرسام موقع کباب خوردن و امیرک گفتن بردیا خیلی باحال بود😂 امیدوارم زودتر خوب بشید. به نظرم نوید همون مهرابه که تغییر قیافه داده و احتمالا رئیسش آدم قدرتمندیه ممکنه خاج باشه یا نباشه

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم نیلدا جانم❤️😍 بله رئیسش کاملا آدم قدرتمند و باهوشیه منم امیرک گفتن بردی رو دوست داشتم😁

    ۴ هفته پیش
  • *.....*

    10

    انشالله زودتر خوب شب پارت های ترکیبی خفن تری بزاری 😁 اونجا که میگه پیوند ناگسستنی هم خیلی باحال بود ...خلاصه ترکیب برگ ریزونی بود 😂♥️

    ۴ هفته پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونمم مهربون❤️ این چند وقت از ترکیب این دو نفر زیاد داریم😁

    ۴ هفته پیش
تاربام، گذرگاه سکون لحظاتی پیش

زمانی که در نواشهر سوگند، دختر بیست و سه‌ ساله‌ی خانواده کاملی به طرز وحشتناکی به قتل می‌رسد و جسدش ساعت‌ها پس از مرگش در اطراف شهر کشف می‌شود، دانیار سلیم‌زاده، فرزند ارشد خانواده سلیم‌زاده، به دستور پدر آماده رفتن به تهران است برای قدم گذاشتن در مسیر شغلی‌ای که از پیش برایش تعیین شده است، امّا این اتفّاق به یک آن، همه چیز را تغییر می‌دهد و دانیار را از رفتن منصرف می‌سازد. او قدم در مسیری می‌گذارد که در نهایت به کشف وقایعی هولناک منتهی می‌شود. وقایعی که نه تنها زندگی خودش و اطرافیانش را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه یک شهر را به هم می‌ریزد. و دانیار که اسیر عشقی دیوانه‌وار می‌گردد، در این مسیر بی گدار به آب می‌زند...

محبوبترین های هفته

راه های دانلود اپلیکیشن

یک جرعه از کتاب غرور_و_تعصب

تعداد آدم‌هایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیست؛ تعداد کسانی که نظر خوبی دربارشان دارم از آن هم کمتر است "من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم" هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها "شخصیت ناپایداری دارند" نمی‌شود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب باز کرد! نویسنده : جین آستین

فروردین
۲۷
نقد و بررسی رمان سووشون

اکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسفاکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسف

اسفند

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

بهمن

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

دی

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آذر

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

آبان

نویسنده و گوینده : بهاره نوربخش - @bahare.noorbakhsh

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید