پارت هشتاد و ششم :

بردیا لب‌هایش را با زبان‌تر کرد.حرف‌های نوید حق‌تر از آن بود که بتواند چهار‌تا کلمه‌ی قلمبه و سلمبه بارش کند.برای خودش هم جای سوال بود که چرا به آن بدبخت گیر سه‌پیچ داده است؟دستی به روی آشفته خود کشید و با لحن آرامی گفت:
_فعلا بیا حواس‌مون جمع کار باشه!
پاسخ بردیا برای نوید قابل‌قبول نبود اما ترجیح داد خود را با گوش‌دادن به‌حرف‌های جلال سرگرم کند.
وکیلِ جلال یقه کت مشکی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاید....😁

    ۱۲ ماه پیش
  • Zarnaz

    0

    چقدر این جلال رو مخ ای خداااا🤦 ♀️🤦 ♀️عالی بود مرسی نیلوفر جونم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به زودی قراره به جاهای مهیجش برسی😁❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    خواهش میکنم 😂❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    رمانت افتضاح قشنگه بهترین رمانی هست که خوندم خیلی خوبه 😢😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونممم از تعریف متفاوتت🤣❤️خوشحالم که دوسش داری❤️مرسی از همراهیت✨️

    ۲ سال پیش
  • نری

    1

    خسته نباشی نویسنده عالی بود❤️❤️ خب من فکر میکنم که نوید همون برسام باشه و جلال اونو دیده و الان به نظرش آشنا میاد و اینکه بی صبرانه منتظر پارت بعدیم مثل همیشه پر قدرت ادامه بده🧡🧡🧡😁

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسیی دوست پر انرژیممم😍❤️ مژده بده که این هفته از رز پارت داریم😁

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    ❤️❤️😍🥰 عهههه؟ایوللللل بالاخره انتظار ها به پایان رسید😁😁😂🧡🧡

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله😎

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    بابت پارت هدیه تشکر نیلوفر جون❤😘🌷

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربانت💛

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    خیلی رمان قشنگیه❤😘 واقعا پیشبینی سخته اکثریت دوستان گفتن نوید برسام هست منم همین حدس میزنم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مررسی مهربون🤩 به‌زودی مشخص میشه😁

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    رابطه ی امیرسام و بردیا خیلی قشنگه😍به همدیگه هم اعتماد دارن هم ندارن🤣

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا🥰

    ۳ سال پیش
  • فرهود

    1

    به قول محمد بحرانی به معنای واقعی گوش پیچ شدیم🫥😂چی بگم والا . یکی نوید یکی اون پسر انلاینه (با رزه) همسن بردیان.چرا من آنقدر سر کلمه داداش ذوق کردم؟.نظرت چیه داستانم بریزی بهم بهار خواهر امیر شه😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چطور به این نتیجه رسیدی همسن هستن؟😂❤️

    ۳ سال پیش
  • Dr.mb

    1

    سلام وقت بخیر شرمنده این چند روز سرم شلوغ بود فرصت نکردم سر بزنم الان تازه پارت ها رو خوندم خیلی خیلی عالی بود واقعاااا یکی از با استعداد ترین نویسنده هایی هستین که من دیدم واقعا مرحبا بهتون🤗🤩✌️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام دشمنون شرمنده. این چه حرفیه!مرسیی از حسن نظری که نسبت به بنده دارید❤️🥰❤️ در مورد برسام هم سرنخ دادماااا...😁

    ۳ سال پیش
  • یلدا

    2

    من حدس می زنم نوید برسام هست و طی یه ماجرایی خانواده ی اونا بزرگ کردن و احساس می کنم میدونه ثامر پدرش هست و بردیا برادرش ولی رو نمی کنه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به‌به!یلدا خانمم😍نمیگی نیستی جای‌خالی‌ت بین ما احساس میشه؟؟؟😅بله نوید ممکنه به ظاهر خودش رو به بیراهه بزنه....هیچ چیز بعید نیست!

    ۳ سال پیش
  • یلدا

    0

    عزیزم من برنامه را حذف کردم از طریق سایت می خونم برا همینه شاید کامنتا نمیاد و فقط رمان شما و رمانتون هست که می خونم

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیز دلمی❤️ کامنت‌هات ارسال نمی‌شده؟ چون چند نفری هم بهم گفته بودن که تو ارسال مشکل دارن

    ۳ سال پیش
  • نیلدا

    1

    من همه کارکترها رو دوست دارم اما اگر بخوایم حساب کنیم جاهایی که ترکیب بهار وامیر سام بوده شاید هم ۱۵ تا پارت بشه که درمقابل ترکیب بردیا و دلارا خیلی کمه میشه لطفا بیشتر از بهار و امیرسام بنویسید؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فکرمی‌کردم پارت‌های‌امیروبهار بیشتره😅چون بردیاودلارا زوج‌اصلین ممکنه‌از اینجا به‌بعد بیشتر بهشون پرداخت بشه اما حواس‌ها از امیرسام و بهار پرت نمیشه😍❤️از اون دونفر هم پارت‌های قشنگی داریم😁😎

    ۳ سال پیش
  • نیلدا

    1

    و اینکه این پارت ها عالی بودند یه سوال من می تونم امیدوار که سرو کله ی ترکیب امیرسام و بهار توی پارت های بعد بیشتر پیدا بشه؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️بله😍 یکمی از جریان جاوید فاصله بگیریم به اون دو نفر هم پرداخته میشه😁

    ۳ سال پیش
  • نیلدا

    2

    با برخورد دلارا و رز و زخم های دلارا یاد یه موضوع وحشتناک افتادم ، توی دوران برده داری ارباب ها با زدن یک جسم فلزی داغ به برده هاشون ها یه جوری رد مالکیتشون رو می گذاشتند پس ممکنه زخم دلارا کد باشه؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام نیلدا جان❤️ در واقع باید بگم یه‌جورایی داری نزدیک میشی ....👏🏻😍

    ۳ سال پیش
  • *.....*

    1

    خعععلی خوشم اومد ..پر قدرت تر و مهیج تر ادامه بده .. من یکی که وقتی امیرسام گفت داداش دلم ضعف رفت خودم خیلی دوست دارم داداشمو این شکلی صدا کنم ولی خب من داداش ندارم 😂😂🤦کارت حرف ندارن نویسنده جون❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسییی عزیییییز دل❤️😍❤️ منم داداش ندارم ولی تو پارت‌ها بهار زیاد به بردیا میگه داداش😂

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️