پارت پنجاه و پنجم :

همون لحظه ی اول با رمز تصویری( فیس ایدی) رو به رو شدم و موبایل با تشخیص ندادن چهره ویبره رفت.
یکهو تکانی خورد و دستش از زیر سر بیرون امد. از ترس این که صدایم در نیاید نفسم را حبس کردم و بی هیچ حرکتی و پلکی نگاهش می کردم.
یکهو صدای ضعیف گوشی بلند شد و صفحه ی تماس بالا آمد. یک نفر با اسم "FATHER" در حال تماس گرفتن بود.
دست و پام سست شد و خودم را گم و گور کردم تکانی ریزی خورد قطعا صدای زنگ Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    اول فکر کردم قلب اش مشکل داره تو حالت سکته است ولی بعد دقیقا گفتم به دلیل این بیماریه. بیماریه نادریه باید با چتر و لباس مخصوص بیان بیرون یا که اصلا نیان و واقعا زندگی سخت میشه براشون

    ۶ ماه پیش
  • بهار

    0

    آرن خیلی جذابه و این حال مهربونم هست جدی مغرور و عصبی و چشم رنگی از این رمانه خیلی خوشم اومد

    ۲ سال پیش
  • Asal

    0

    اخی ارن بیچاره

    ۲ سال پیش
  • شماره شیش سابق

    5

    شکار او❌ تام جری✔

    ۲ سال پیش
  • FoZoL

    1

    یه چیزایی داره شفاف میشه کم کم یه چیزایی هم فهمیدم ولی نمیخوام اسپویل کنم 😞😂

    ۲ سال پیش
  • ...

    1

    پس اگه روزا میخوابه،کی اول صبح صبحونه الیسا رو درست میکنه و براش میارتش؟یا ناهار؟و کی خونه روتمیز میکنه وظرف هارو میزاره تو ماشین ظرف شویی؟یعنی الان الیسا داره زجر میکشه،بعد من به فکر کار خونم🤦 ♀️😂

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    منم ظهرا پارت میذارم اما در حقیقت از شب قبلش امادشون کرده بودم🦦🫰🏻

    ۲ سال پیش
  • آیلین

    1

    الهی دلم سوخت بیچاره آرن 🥺😞 واقعا پارت خوشگل و طولانی بود مرسی حدیثی ماچ 🤩😘😚💗

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    ♥️😍

    ۲ سال پیش
  • ریحون

    1

    یکی: مگه میشه روی یک شخصیت داستانی کراش زد؟ + و منی که کراش صگی زدم رو هانتر😂😂 با مریضی که فهمیدیم هم چند لول بالاتر از کراش شده🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😂😂😂😂وای

    ۲ سال پیش
  • آیسا

    0

    پارت پشممم ریزونی بود. یه سوال داشتم رمان لرد تاریکی و رمان جدیدت تو دنیای رمان رایگانن ؟

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    فعلا هنوز راجب اون دو رمان تصمیم قطعی گرفته نشده♥️

    ۲ سال پیش
  • فروزان

    0

    اصلا رمان های جدیدتُ کجا گذاشتی ؟

    ۲ سال پیش
  • آیسا

    0

    رمان لرد تاریکی تو *** پارت گذاری میشه

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    فعلا در چنل تلگرامم

    ۲ سال پیش
  • ندا

    0

    عالی هم جالب هم ترسناک ولی کم کم داریم شخصیتشومیفهمیم بازمنتظرادامه

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    ♥️♥️

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسی حدیث جونم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • Baran

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • Aa

    0

    آرن از پدرش باید انتقام بگیره نه از اینا ممنون زیبا بود🌺🌼🌺🌼

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    بچم هانتر🥲🥲حالا الیسا بذار خوب بشه ادبت میکنه😅🤣

    ۲ سال پیش
  • صحرا

    1

    شخصیت دوست داشتنی و خشن،تازه داره جالب میشه،خیلی مشتاقم اخر داستان رو بدونم،امیدوارم با مرگ ارن رو ب رو نشیم قلمت مانا بانو خسته نباشی💋

    ۲ سال پیش
  • زکیه

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥺🥺🥺

    ۲ سال پیش
  • صحرا

    0

    اینم هست اما اینکارو هم اگه بکنه حس میکنم با عشق و اجبار باشه

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    عزیزدلی♥️🦋

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️