پارت شانزده :

پی‌درپی حجم زیادی از آب سرد را به پوست برافروخته‌ی صورتم هدیه دادم تا با این روش، کمی خاکستر غم را از چهره‌ام دور کنم.
به سیمای رنجورم در آینه‌ی کدر سرویس بهداشتی خیره ماندم.
پلک‌های پف کرده‌ام، چشم‌های کشیده‌ام را ریزتر از همیشه برملا می‌کرد.
مردمک‌های سبز تیره‌ام، مابین خونابه‌های غلیظ نگاهم هنوز هم قصد سلطنت داشت اما زهی خیال باطل... دوران شاهنشاهی‌اش دیگر به اتم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!