تلالو هور به قلم نازنین هاشمی نسب
پارت شانزده :
پیدرپی حجم زیادی از آب سرد را به پوست برافروختهی صورتم هدیه دادم تا با این روش، کمی خاکستر غم را از چهرهام دور کنم.
به سیمای رنجورم در آینهی کدر سرویس بهداشتی خیره ماندم.
پلکهای پف کردهام، چشمهای کشیدهام را ریزتر از همیشه برملا میکرد.
مردمکهای سبز تیرهام، مابین خونابههای غلیظ نگاهم هنوز هم قصد سلطنت داشت اما زهی خیال باطل... دوران شاهنشاهیاش دیگر به اتم
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
