پارت نود و نهم :




-چیکار می‌کرد مگه؟
-غیر از دخالت‌های مادرش که یه مثنوی هزارمن کاغذه، خودشم خودخواه بود شیدا. می‌گفت غیر از من و ننه‌م هیچکس آدم نیست.
-چرا خونه‌اتو جدا نکردی؟
-می‌گفت یه طبقه‌ی جدا داری. من تک فرزندم باید پیش مادرم باشم. پدر و مادرمم تاییدش می‌کردن. هیچ کدوم برای حرفهای من ارزش قائل نبودن. منم تا جا داشتم تحمل کردم. اما با اتفاق آخری که افتاد، دیگه نموندم.
-Ú

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️