پارت هشتاد و دوم :

سرش را به سوی دختر چرخاند و با اخم یک «چی» گفت. نفسی گرفت و لحن طلبکارش را به کار گرفت و کمی به او توپید:
- چی می‌گی فریال؟؟ ها؟ پس خودمون چی؟ خودمون چی؟
دختر سرش را بالا نیاورد و نگاه معین یک لحظه پر از بدگمانی شد. با شک و شبهه پرسید:
- تو... ببینمت! یعنی تو واقعا حَـ حرفت همینه؟
فریال سرش را بالا گرفت... نگاه تند و عاصی‌اش را به او دوخت.
- چرا چرت و پرت می‌گی؟؟ من همین چند دقی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Mobina

    2

    نفهمیدم چرا تو این رمان هیچکس طرف فریال نیست- به نظر من که اصلا لوس نیست خیلی هم شخصیتی داره که زیاد از کسایی که باید عشق و محبت ندیده فقط یه عشق سمی از پدرش دیده که هیچم لوسش نکرده خیلی دختر عاشق و مهربونیه و به فکر همه هست ولی هیچکس به فکر اون نیست به نظرم اصلا هم اینجا حرف خیلی بدی نزد

    ۱ سال پیش
  • Mobina

    0

    چیزی رو گفت که مطمئنم خود معین هم اگه جاش بود همین رو میگفت و تو دو راهی ای بود که به نظرم خود معین هم اگه توش بود قطعا خیلی براش سخت میشد و دقیقا همینقدر عین فریال همه چیز به کامش تلخ میشد و نمیتونست درست تصمیم بگیره واقعا هم اگر خودش خیلی نمیتونست بدون این عشق دووم بیاره قطعا خودش برای حرف زدن با

    ۱ سال پیش
  • Mobina

    0

    فریال و تغییر نظرش تلاش میکرد وباید به عشق فریال اطمینان میداشت وانقدر حرف دیگران روش تاثیر نمیذاشت که اخرشم بگه اونا راست گفتن فریالم کم سختی نکشیدو فقط معین نبود که همه از این عشق منعش کردن پدرش مادرش خود مادر معین و خواهرش اینکه باباش بگه یا من یا معین که خود معینم نمیتونست خانوادشو انتخاب نکنه

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    امیدوارم یکم از غم های معین کم بشه نمیدونم چرا عطا همش خودشو میبینه ، فریال میتونست با پدرش بهتر صحبت کنه و از عشقش دفاع کنه ولی نکرد.

    ۱ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    0

    ممنون نویسنده جون ❤️❤️ خیلی عالی وغم انگیز با آهنگهای بسیار بسیار زیبا و مرتبط با پارتها💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم عزیزم خوشحالم نظرت مثبته😘

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    1

    خانم دریکوندی عزیز انگار سلیقه هامون تو آهنگ شبیه همن❤️ 🩹❤️ 🩹ممنونم بابت پارتها بسیار احساسی و غم انگیز

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربون شما😍امیدوارم تا انتها از رمان لذت ببری💚

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    وای تو رو خدا این رو زود بهم برسون دلم ترکیت با این پارتایه غمگین

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ان شاالله به همدیگه برسن🥲

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    چقدرسخت باتک تک این پارتهابایدخداحافظی کرد🥺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    فریال واقعا باید از حقش دفاع می کرد👌🏻🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره واقعا... الان گوگولی رو ناراحتش کردن😔💔

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    اینا دیگه خیلی خطر ناک شدنا

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چرا؟ از چه نظر؟😅

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    3️⃣ 3-معین چون واقعا به خاطره عشقش جلوی همه وایستاد ولی فریال نه اصلا یه بارم دفاع نکرد یا فرهاد بیچاره رو جلو فرستاد یا گریه کرد تازه درباره ازدواج قبلشم نگذاشت بگه یه اشتباه اینجا کرد🤦 ♀️4-کردم👻

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    متاسفانه فریال کودکانه برخورد می‌کنه🤨معین هم تقصیر خودشه آخه خود عطا بهش گفت دختر من درسته ۲۸ سالشه اما خیلی بچه‌اس منتها خب بسوزه پدر عاشقی که معین ندید🤔

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    مرسی بابت آهنگ به پارت خیلی خیلی می امد💋3️⃣ 1-اره حق به معین میدم چون واقعا فریال با اینکه خیلی دوستش دارم ولی هیچ کاری برای عشقش نکرده🤦 ♀️2-نمیدونم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی😍💚 معین طفلی گلبش شیکست🥲

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    1️⃣همه این مقایسه های که کردی درست ولی من نمیدونم تا پارت 1000 که برسیم باید اینا بهم برسن😉🤣😁منطقه و اینا سرم نمیشه🙈چون من نبودم انرژیت کم شدهامیدونم😁پرو اصلا نیستم🤣😛😎👻

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اتفاقا هر کدومتون نباشید واقعا انرژی من می‌ره🥲 دیگه عادت کردم به شلوغ پلوغی کامنت ها😍💚بَه بَه😏👌🏻

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    2️⃣آزاده جونم با عرض پوزش با مامانت موافقم و عطا باید کوتاه بیاد عطا حتی اجازه نمیده معین یه خودنمایی کنه این چه جوریش 😠من نمی دونم تهش اینا باید بهم برسن حتی با فرار😁🙈بی صبرانه منتظر پارت امشبم 😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چرا با عرض پوزش؟ والله خودمم موافقم😂یکی عطا رو راضی کنههههه😩😭

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    خب خب دو پارت عقب افتاده بودم این هفته یا مهمونی بودم یا امتحان عملی داشتم ایشالله فردا امتحان هام تمام میشه وراحت میشم 💃💃😍😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به به موفق باشی عزیزم😍💚

    ۲ سال پیش
  • نفس

    2

    بنظرم معینو فریال باید سخت تلاش کنن بابا تا یکی میگه نه اینا هی زرت زرت قهر میکنن با قهر چیزی درست نمیشه ک

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    البتهه اون یکی همیشه عطاست😅

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    1

    فریال باید محکمتر پای عشقش میموند یعنی عطارو راضی می کرد از اون طرفم معین خیلی تحت فشاره باید بهش حق داد درباره حرفاش راجع ب فریال🥺🥺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در نتیجه واسه عطا متاسفمممم که گوگولی رو از عشقش جدا کرد🤨

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️