تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت هفتاد و یک :
درون دفتر از او پذیرایی کردند، بعد خانم مدیر او را به کلاس برد. وقتی وارد کلاس شد سر و صدای آرام دانشآموزان خوابید و چشمهایی متعجب و کنجکاو به سوی او دوخته شد. بچهها همدیگر را نگاه میکردند و بعد خانم معلمشان را، بعضیها اخم کرده بودند و بعضیها خجالت میکشیدند و تنها اندکی رفتار دوستانه داشتند. پیرمرد که مشخص بود در آن فضا غریبی میکند حتا در انجام سادهترین امورات انسانی عاØ
لطفا صبر کنید...
