تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت هفتاد :
ارغوان که از مدرسه برگشت آقا خشایار به استقبالش رفت.
- ارغوان ماجرا چیه؟
دخترک هنوز به پاگرد نرسیده بود.
- مگه خانم مدیر بهت نگفت؟
- گفت ولی نگفت قضیه انشا چیه؟
بند کتانیاش را باز کرد و آن را از پا بیرون کشید.
- فردا میای خودت میفهمی!
و با بی محلی تعجبآوری از کنارش عبور کرد.
سر سفره هرچقدر اصرار کرد دخترک لام تا کام حرفی نزد، فقط چندبار تکرار کرد که:
- آقØ

لطفا صبر کنید...

سادات
2عالی ،ولی پارت خیلی کمه 🫠🫠