پارت شصت و یک :


- خانم جان! گلبهار خانم! بیدارید؟

فقط یک جمله توی نامه بود. یک جمله با دست‌خطی ظریف و جوهر سبز رنگ. انگار که بی‌عجله، سر حوصله نوشته شده باشد که این طور پیچ و تاب داشت. مادر

آن‌قدرها سواد نداشت که این‌طور زیبا و عجیب بنویسند. مثل این‌که این روزها همه عادت کرده بودند به عجیب و غریب حرف زدن. خوششان آمده بود از این‌که بی‌سر و ته حرف بزنند و کیف کنند!

"یک آن فرصت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aa

    1

    ممنون زیبا بود خسته نباشید🌷🌷🌷

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️