تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و بیست و سوم :
آذین مدارک دختری را که برای منشیگری آمده بود داخل یک پوشه قرار داده و روی میزم میگذارد. دختر نوزده سالهای بود که کار کردن را به دانشگاه رفتن ترجیح داده و طبق گفتههایش دو سال بود که کار میکرد. سر و زباندار بود و حتی کمی پررو به نظر میرسید. در مورد نوع برخوردش با ارباب رجوع به او تذکر داده و سفتهها و مدارکش را گرفته بودم. از همین امروز هم کنار آذین ایستاده بود تا روال کار را یاد ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
جای نگرانی واسه صدرا هست متاسفانه.
۹ ماه پیشSahar
0ممنون بابت رمان زیباتون عالی بود
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
برقرار باشیذ عزیزم.🥰🥰
۲ سال پیشسپیده
2منم میگم مربوط به پرونده صدرا میشه همیشه تو زندگی اتفاقاتی بد پشت سرهم قطار میشن
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺🌺
۲ سال پیشAa
3ممنون عالی بود .شاید موتور سوار مربوط به پرونده صدرا باشه 💐 🌹💐
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺🌺
۲ سال پیشالناز
1کار سمیر نیست به نظر کار یکی از شرکت ها هست که قبلا باهاشون همکارای میکرده
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🌺🌺🌺🌺
۲ سال پیشیانا
0درود موتور سوار !!! تاچه پیش آید طفلی صدرا بد خورده از پروین سامورایی
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😂😂😂فعلا صدرا از چند جهت تو فشاره ولی هر که طاووس خواهد...
۲ سال پیشنیل
0حتما کار سمیر هست
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
ممکنه.❤️
۲ سال پیشاسرا
4صدراازهمین میترسید🙏💞
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
دقیقا👌
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطیما
0با این پرونده ای که صدرا در موردش میگه و نگرانی همایون نکنه اتفاقی برای صدرا یا آوا بی افته!🥲😟