تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و بیست و دوم :
عصبانیتش اوج میگیرد. انگار آن زن نیامده داشت همه را بر علیه او میشوراند. پدرش همیشه میگفت اگر سر مار را وقتی کوچک است له نکنند، بعدا به اژدهایی تبدیل خواهد شد. اجازه نمیداد مشکلات مربوط به این زن به اژدها تبدیل شود. خودش موضوع را در نطفه حل میکرد. آخ اگر این سردرد لعنتی امانش میداد. سالها بود چنین سردردی را تجربه نکرده بود. چشماایش را محکم میبندد و باز میکند. گگاهش را حین ح
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام یارا. به مهر میخونید. 🌺🌺🌺
۲ سال پیشAa
0👏🌹
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰🥰
۲ سال پیشاسرا
2خب الان پروین انتظارداره دیگه کسی اسم آوانیاره 🙏💋
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
به نظر خودش داره مصلحت اندیشی میکنه.❤️
۲ سال پیشیانا
5درود یادتون هست گفتم پروین سامورایی سکته نزنه امشب صلوات اما آفرین به این صدرا تبریک به آوا عجب عشقولانه ای تور زده. ای وَل عشق کردم دَمت گرم فاطمه جون😘
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😂😂😂😂پروین سامورایی خیلی خوبه.
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

یاسی
3درو بر نویسنده محترم چقدر زیبا بیان میکنید حرمت بین برادر و خواهر