پارت یازده :



- اگه التماست کنم فقط همین امشب و مثل آدم رفتار می‌کنی؟
- مگه تا الان غیر این بوده؟
یه نگاه به مهرداد انداختم که با نگرانی زل زده بود به تعداد کفشا.
- نه نبوده، فقط یه کاری کردی که ده ساله هیچکدوم از فامیلا دعوتمون نکردن خونشون!
- اونا جنبه ندارن تقصیر منه؟
- نه، احتمالا تقصیر منه که شدم برادر تو! حالا بیا برو تو تا اون روی بابا بالا نیومده.
از ظاهر مهرداد مشخص

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلوفر آبی

    4

    مهرداد خیلی باحاله دوستش دارم خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️