سایه ی من جلد سوم به قلم زهرا باقری
پارت ده :
- امشب باید بریم خونهی عباس.
نگاهمو از راهرو گرفتم و به بابا انداختم که مثل همیشه نبود. تمام صبحم فقط چند کلمه اونم فقط وقتی ازش سوال پرسیدیم صحبت کرده بود.
- چرا اونجا؟ اونم تو همچنین موقعیتی...
- منم عاشق سیبی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

Fami
1حس میکنم میلاد خیلی ترسو تر از قبل شده، یکم جرئت از خودت نشون بده مرد... بعدم چیکار جاوید داری😒