پارت صد و هشتاد و ششم :

- البته من همین جوری هم پیش مرگت میشم.
لبخندش را با لبخند جواب دادم.
- خدا نکنه.
خیره کننده بود. زیبا بود. حتی تصورشم نمی کردم که آن خرده ریز های طلا را که مفهوم خاک میداد و ققنوسی که رویش بود انقدر به دلم بنشیند و من خیره شدم به آن غبار و ققنوسی که مقابل هم به زیبایی می درخشیدند. کم کم همه نشستند و مشغول صحبت شدند. دلم تنهایی می خواست.
سمتش خم شدم و گفتم:
- اِلیاس؟
یخ کر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    بلاخره با تمام سختی ها بهم رسیدن ،امیدوارم بعد از ازدواج هم ایام به کامشون بچرخه ،اگه بدونی برای یه کامنت گذاشتن چند بار باید یه پارت رو دانلود کنی ،باورت نمیشه که چقدر اوضاع سایت دنیای رمان خرابه ،

    ۲ سال پیش
  • محدثه کمالی | نویسنده رمان

    امیدوار نباش😂😂 توی فصل دو فقط باید زار زد به حالشون الهی بگردم دور این همه مهرت :))))

    ۲ سال پیش
کپی شد!