قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت صد و سوم :
وضعیت کشور پرآشوبتر شده بود اما حال من بدتر بود، طوری که برایم هیچ اهمیتی نداشت در مملکت چه میگذرد.
فردای مراسم خواستگاری از خانمجان شنیده بودم که در غیابم توافق کردهاند از مراسم بلهبران صرفنظر کنند و همان شب حرفها را زده و قرار عقد را برای پنجم شهریور گذاشته بودند.
احتمالاً چهرهی اخموی من به همه نشان داده بود که بهتر است مرا با آن وضع وسط مردم نبرند و
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م
1خوب معلومه برای سهم ارثش که یک چهارم اموال پدرش هست حالا سهم مادرش هم اضافه میشه