پارت شصت و نهم :

فریال با اشتیاق از روزش می‌گفت و معین به تک تک کلمات او گوش می‌کرد؛ اما لا‌به‌لای همین کلمات او، ذهنش پی حرف‌های شب گذشته بود. حرف‌هایی که از فریال شنیده بود واقعا چیزی نبودند که بیخیالشان باشد... این دختر که غیب نمی‌دانست؟
- اگه جایی کار نداری می‌شه بریم من یه چند تا مداد بخرم؟
معین دستش را زیر فرمان برد و سوئیچ را چرخاند و استارت زد.
- جایی که کار ندارم؛ ولی جواب سوالم رو ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    0

    مرتضی مرتضی مادر بدبختت یه بار مرد ولش کن دیگه هر بار عطا جان رو میبینی مخش رو تیلیت می کنی😂😁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    در این مواقع عطا توی دلش یه دور به فرهاد فحش میده😂

    ۲ سال پیش
  • آنیا

    0

    چقدحرف زداین پرچنه مادرش یه بارمرد این صدباردیگه ازگورکشیدش بیرون دوباره خاکش کرد😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • میترا

    0

    واقعا از دست این مرتضی مخ همه سر زا می ره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای مرتضی که خوبه😅

    ۲ سال پیش
  • مرجان

    0

    آزاده جون من نتونسته بودم قبلابرای این پارت نظربدم چون تایه حدی میشددرروز کامنت گذاشت خواستم بگم انقدراین حرف مرتضی تاثیرگذاشته روی مغزم که خودمم وقتی حرف میزنم اول ازفوت مادر مرتضی سر زا میگم🤣🤣😂🔪

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سرویس کرد همه رو با این تعریفش😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    مجدد اعلام میکنم فریال واقعا روحیه حساسی داره👌🏻😂 ولی جذبه به معین میاد😎😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره خیلی نازنازیه😂

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    خیلی خوب بود

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرررسی😍💚

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    شاید اینبار معین مخ عطا رو بزنه😁بالاخره معین یه آقای جنتلمن تاثیر گذاری زیادی داره😂😂برعکس مرتضی ک همش درحال مخ خوریه🤣بدبخت اون گوشی ک باید بشینه پای حرف مرتضی🤦 ♀️🤪

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    معین که واقعا تاثیر گذاره😍منتها عطا از اوناست که: تموم شد؟ خیلی تاثیر گذار بود🙄 یکی هم بیاد عطای بیچاره رو از دست مرتضی نجات بده😭

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    خوشمان آمدپارت چه طولانیه،۱هرگزمگرمواردغیزتی بشه شاید۲عشق خییلی مهمترازاین حرفاست۳البته،ممکنه باباش باتجربه وعطابه احترامش چیزی نگه۴خوب پیش نمیره شایدم بتونه عطاراتحت تاثیرقراربده۵خوبه تجربه خوبی میشه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اون دیگه خیلی ریسکش بالاست بگیم شاید هم احترامشو نگه داره😂 امیدوارم معین بتونه عطا رو تحت تاثیر خودش قرار بده🥰

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    نه باباعطاراخوب نشناختیددرسته خیلی فحش به فرهادمیرزامیده ولی جنتلمن وبه آدمی مث بابای معین احترام میذاره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یعنی قشنگ همه‌مون استرس رفتار و گفتار عطا رو داریم😂

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    خیلی خوب بوداین پارت،معین حق داره باباشو نفرسته پیش عطا،فکرنکنم دست بزن بهش نمیاد داشته باشه همین عصبانیتش هم عجیب بود

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به نظر منم بهش نمیاد🤷 از این به بعد گاهی خشم های معین رو هم می‌بینیم🥺

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    3️⃣ 5-فکر کنم جالب بشه ایده خوبیه😍و این جمله که گفتی با لحن فرضی فضول بخونم قشنگ آمد داخل گوشم 💋😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم خیلی دوست دارم این کار رو انجام بدم🥺💚

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    فکر کنم کار جالبی بشه یه فیلم تبدیل به یه رمان بشه 😍3️⃣ 1-فکر نکنم 🙈2-کاره عشقه😎❤️3-اره صد در صد ولی شادیم عطا رعایت موی سفیدش کرد چیزی نگه یکم احترام بزاره🙃4-شوتش میکنه از بالای پنجره پایین😁🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا امیدوارم عطا رعایت سن و سال بابای معین رو کنه🤨 معین هم دقیقا وقتی می‌رسه که قبلش مرتضی مخ عطا رو تیلیت کرده😩

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی عالی مرسی آزاده جونم 😍😍من حقیقت و ایناش نمیدونم فقط پارت طولانی به می چسبه 😍 برای سوال هدیه تولدت که میخوای به ما بدی خیلی ممنون ولی ما باید به تو هدیه می دادیم ❤️ولی پارت هدیه برای وی ای پی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این پارت واقعا یکی از طولانی ترین پارت‌هایی بود که داشتم🥰

    ۲ سال پیش
  • Prya

    0

    و اینکه گاهی فیلمو سریال های که از روی یه رومان ساخته شدن به قشنگی اون رمان نشدن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دقیقا خیلی‌ها نشدن👌🏻 اما نمونه‌های زیادی هم شدن مثل فصل اول زخم کاری😍

    ۲ سال پیش
  • Prya

    0

    ۵.خب داستان اون سریالم به هر حال زاده ذهن یک یا چن نفر بوده قبلا ولی خب من به شخصه دوس ندارم سریالی که دیدمو بشینم بخونم نمیدونم چرا.بیشتر دوس دارم بخونم تا اینکه ببینم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه دیگه یه سریالی انتخاب می‌شه که کسی ندیده باشه🙈

    ۲ سال پیش
  • Prya

    0

    مرسی که پارت هدیه میدی🤭😬 واینکه معینم دست بزن داشته باشه خودش باید قلمش کنه خدا اون روزو نیاره باد به گوش عطابرسونه..حالاببین مرتضی چه گندی بزنه پارت بعدی ازگند زدنای مرتضی بیشتراز خشم عطا میترسم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اگه عطا بفهمه که کارش تمومه😩 دیگه معین نداریم💔 واقعا مرتضی از عطا خطرناک تره☹️👌🏻

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️