دادگاه مردگان به قلم سهیلا عبدی
پارت هفتاد و نهم :
سفینه با شتاب روی زمین مریخ پرت شد.
الکس در حالی که سرفه میکرد اریکا را از زیر آوار بیرون کشید سر و صورتش زخم شده بود و همچنان ناله میکرد که ناگهان چیزی مثل روح از بدنش خارج شد و کنار آنها ظاهر شد. یک مریخی قوی و تنومند با هیکلی درشت که شنلی سیاه بر تن داشت. الکس به سرعت از جا بلند شد و با یک دست دیواری از جنس الکتریسیته و الکسیژن را دور تا دور اریکا که بیهوش شده بود ایجاد کرد و با کی
لطفا صبر کنید...
