پارت هشتاد و نهم :





برای روز جمعه، کار چندانی نماند جز رسیدن به خودشان! تا پاسی از شب قبل همه‌شان مشغول بودند‌. شهبد و امیرطاها وسایل پذیرایی را تمام و کمال آماده کردند و زن‌ها میزی بزرگ را با انواع و اقسام خوراکی‌های مخصوص تولد! به ایده‌ی شیدانه دو میز غذاخوری را به هم چسباندند و آراستند. همه چیز را به صورت سلف‌سرویسی چیدند تا هم خودشان راحت باشند هم مهمانان. شام را هم به بیرون سفارش دا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    0

    فکر کنم خبرایی هست اگه این اعحوبه نگهش داره 🤔

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️