پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت پنجاه و نهم :
عاشقش بودم ...
بیش از حد تصور وابستهاش بودم.
میتوانستم به این زودیها فراموشش کنم؟
میتوانستم عشقش را از قلبم پاک کنم؟
رد خاطرههایش را چطور؟
میتوانستم آنها را از گذشتهام محو کنم؟
نه ...
نمیتوانستم.
بغضم بزرگتر و حجیمتر میشد و تا مرز ترکیدن فاصلهی چندانی نداشت که ناگهان، حنا چشمهایش را باز کرد و مچ نگاهم به خودش را گرفت.
چنان حالم بد ب
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
