پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت شصت :
ساعت از هشت شب میگذرد و در مسیر بازگشت به رامسر بودیم. کمتر از نیم ساعت از راه باقی مانده و ذهنم انباشته از سوالهای گوناگون و مختلف بود.
ساعاتی پیش در حال تعریف کردن اتفاقات چند ماه اخیر برای کوروش بودم، که یکباره نمیدانم چه شد که تصمیمش را تغییر داد و گفت وسایلم را جمع کنم تا هر چه زودتر به عمارت برگردیم. البته علت آن تصمیم را به حال فرهاد و نازی ربط داد و گفت وقتی حالشان مساعد نی
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...