توأمان به قلم حنانه بامیری
پارت پنجاه و هشتم :
رنگ از رخ باخت؛ نگاهش حول صورت اندوهگین دخترش چرخید و خواست بحث تغییر دهد.
- وکیل کی میافته دنبال کارای ما؟
تلاش میکرد نه نگاهم کند و نه مخاطب حرفهایش من باشم؛ اما من نمیخواستم فرصت دیدن و شنیدنش را از دست دهم. شانه بالا انداختم و در صورتش غرق شدم.
- آخر هفته. نگران نباشید اگه کارهای انحصار وراثت هم یک ماه هم طول کشید شما توی خونۀ خودتون بمونید تا کارها رِوال قانونیش رو طی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Aa
0خوبه تا الان لو نرفته. ممنون خسته نباشید زیبا بود👏🌹