توأمان به قلم حنانه بامیری
پارت پنجاه و هفتم :
***
«من به فرسایش این قلب ارادت دارم.»
هر لحظه به باورِ مرگ اردلان نزدیکتر میشدم بیآنکه بخواهم. هوای اسفند و بوی عید هم نتوانسته بود بر ماتم تهران سرپوش بگذارد؛ از تکتک خیابانهایش بوی مرگ میفهمیدم. فؤاد... ترانه... اردلان... .
نگاه خسته و غمآلودم سمت پِلاکاردهای سیاه تسلیت چرخید؛ تسلیتهایی که تسّلی نمیدادند، تنها آتش دل را شعله میبخشیدند.
لیموزینِ سفید، مقاب
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
