آواز صبح مشرقی به قلم دیبا کاف
پارت چهارم :
"معز"
روبروشون نشسته بودم و کمی معذب بودم.
عجیب بود برام که تا بحث دخترشون رو پیش کشیدم گل از گلشون شکفت و به خونشون راهم دادند.
حتی ازم نپرسیدن کجا دیدمش و فقط درباره شرایط زندگی خودم پرسیده بودن.
رفتارشون خیلی مشکوک به نظر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

گیسو
0خوب بود