مردمک سفید به قلم سحر حاجیوند
پارت شانزده :
و بعد بیآنکه روی صحبتش با سمآء باشد پرسید.
-هدی جان خواب هم میبینی؟
کمی فکر کردم و بعد گفتم:
-میبینم. ولی وقتی بیدار میشم هیچی یادم نمیاد. مثلا دیشب توی خواب مطمئنم اسم کسی را فریاد میزدم. ولی نمیدونم کی.
سکوتش را که دیدم بیشتر ادامه دادم.
-وقتی چشمهام رو میبندم و سعی میکنم چیزی رو بخاطر بیارم خودم رو یک نقطه میبینم که دنیا داره دور سرم میچرخه.
-خب. بع
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مارال
0عالی هست