گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت صد و هفتاد :
داخلِ لیوانِ دستهداری کمی از قوریِ صورتیِ جهازم چای ریخت. سپس آبجوش کتری را روی نیمهی خالی لیوان، خالی کرد و همزمان پرسید:
-واسه چی؟
بیانِ رسم و رسوماتِ مزخرفِ خاندانِ امیرعلی فقط باعث خجالتم میشد. پس آن بخش از صحبتهایم را سانسور کردم و گفتم:
-دستش رو برید. تا بوی خون تو اتاق پیچید، از خودبیخود شدم. نمیدونم اگه خودم رو نمینداختم تو حموم و نمیرفتم زیر شیر آب سرد
لطفا صبر کنید...
