پارت نود و چهارم :

***
_چطور پیش می‌ره؟
_رمزگشاییا انجام شدن جناب سروان. دارم روی فایل نهایی اطلاعات کار می‌کنم.
_خوبه. پس همه چیز آماده‌س!
دختری در میان جمع پنج نفره‌ی اتاق، از پشت سیستم گفت:
_فقط یه نکته قربان! اینکه هنوز دختر جناب تهرانی برای انجام مصاحبه حاضر نشده‌ن، مشکلی رو به وجود نمیاره؟
مهران پوزخند زد.
_من وکالتنامه‌ی ثبتی ازش دارم که در صورت عدم حضورش، برای انتشار اطلا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شهناز

    0

    خسته نباشی عالیه اخر با ارسین ازدواجمیکنه مه ان هم ازش سواستفاده کردب ای خودش

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    0

    مهران چقدر عوضیه😤

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    0

    🤎❤️💜💙🩵💚🧡💛

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️