مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت شصت :
محمد واقعا نمیدانست چه جوابی بدهد که عاقلانه باشد تا نه سیخ بسوزد و نه کباب! برادرش به او اعتماد داشت و از طرفی هم میدانست که اگر مادرشان این موضوع را بفهمد حتما بد میشود چون در نظر خانوادهی امینی هم این مسئله تمام شده است... درست مثل مظفریها!
- الکی به من نگو که نمیدونی! خودم شنیدم که عصر توی همین اتاق معین داشت درموردش یه چیزایی بهت میگفت!
محمد از او چشم گرفت و نفسش را پر
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی ممنونم عزیزم 🤩💚 همراهی شما برای من افتخاره و امیدوارم از دومینو و مهمیزهای سیاه هم لذت ببرید🤩
۱ سال پیشفاطمه ❤️
0عالیه 💜💜💜🌟🌟👏
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشایلما
1حق دارن خانواده معین اگه چیزیم میگن ولی وقتی عاشق باشی کورمیشی دیگه فریالم دختر خوبیه 😍ولی سعی کنه بخاطر معین یکم باحجاب ترباشه🙃🙂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره حق دارن بالاخره این خانواده هم نگران پسر خودشونن همونطور که عطا نگران دخترشه🥺 فریال هم باید تا الان معین رو شناخته باشه دیگه باید یکی شون با اون یکی درمورد این قضیه راه بیاد🤔 حالا یا فریال یا معین
۲ سال پیشمنیر
0😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😍💚
۲ سال پیشنفس
0الهیییی مادرش چقد نگرانه طفلی دلم سوخت💔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی واقعا غصه میخوره🥺 از اون دسته مامان هاست که مداااام غصه میخورن
۲ سال پیشمهلا
0💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۲ سال پیشZarnaz
0عالی عالی مرسی آزاده جونم 😍خیلی خوبه یک روز دیگه هم اضافه شده😍💃و چقدر خوب که معین آنقدر خوب دل فریال بدست میاره😍عشقن عشق با اینکه عطا معین بچمو با دیوار یکی کرده بازم اینا باهمن😍💃❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عالیه منتها امیدوارم برسم😅 میبینی چقدر مهربونه؟😍 آدم دلش نمیاد گولشو نخوره😂😂
۲ سال پیشالناز
0وای خدا راحت شدم این دوپارت رو خوندم خدا کنه دیگه از مشکلا به برنامه نخوره اول اینکه ممنون ازاده جون که جواب سوالام میدادی در مورد رمان سکه که کار نمی کرد ودوم اینکه گل کاشتی🌼🌼🌼
۲ سال پیشپرنیا
0معین هم چقدکلک شدع دلبری یاد گرفته😍😍 عاشق این بیخیالیش شدم داداش تو ب دلبری کردنت برس معصومه جونم اونور حرص تورو میخوره کی ب کیه😂😂
۲ سال پیششاپرک
0مثل همیشه عالی بود آزاده جون.خداقوت🙏❤️
۲ سال پیشستاره
0چقدددهمه حق دارند.معین مامانش عطا،فریال،حتی فرهادحق داره(سیبیل داشته باشه🤣)چه کنیم پس نه سیخ بسوزه نه کباب،ای جان معینم راه افتاده چه زبون میریزه،ولی عاااشقه هااصن دیگه هیچی براش مهم نیست 😍😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فکر میکنم توی دنیایی که بیشتر ماها زندگی میکنیم هم همینه! همه به نوبهی خودشون حقی دارن و این خیلی سخته
۲ سال پیشPrya
0من هرچی واردمیشدم امروز اصن کارنمی کرد برنامه پارت ۵۹ رو با چه مشقتی بعد یه ساعت باز کردبرام.ینی دیگه میخواستم پاک کنم برنامرو انقدعصبی شدم ولی ترسیدم باز نصب کنم مونالیزا بپره چون من عضویت گرفتم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اعضا که دیگه نباید به مشکل بر میخوردن😧سکهای ها که نمیتونن سکه بگیرن😣 درمورد عضویتت هم نگران نباش نمیپره مگه اینکه به تنضیمات کارخونه برگردونی گوشیت رو
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
و اینکه اگه روزی هم به هر علتی دیدی عضویتت پریده فقط کافیه توی خصوصی به من بگی قبلا با چه اسمی عضو بودی(اسمی که باهاش برنامه رو نصب داری نه اسمی که باهاش کامنت گذاشتی)
۲ سال پیشPrya
0ممنون بابت توضیحت عزیزم💚💚💚 من فک میکردم پاک میشه،خوبه که نمیشه🥲
۲ سال پیشPrya
0مرسی بابت پارت امشب گل من💚☘
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم🥰💚
۲ سال پیشآمینا
0مرسی که جمعه ها هم اومدی برامون پارت بذاری.خوش اومدی🥰🥰تولدت هم مبارک پیشاپیش مبارک بانو😍🤩(معصومه این چه کاریه مادرِمن، فال گوش وایسادی زشته دختر خانم)😅😅
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم 😍بابت این همه سرعت در تبریک هم مرسی😅
۲ سال پیشآمینا
0همه دارن غصه میخورن معین واسه خودش میره عشق و حال😅😅😅
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چه نکتهای بود اینی که گفتی😂😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا هاااا! همه تو فکر معین هستن این برا خودش میره با فریال خوشگذرونی😂💚
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سحر
0عالییییی هستید ،🌹 تمام بخش ها عالین شخصیت فرهاد و عطا رو دوست دارم. تمام رمان های نوشته شده آزاده جونرو بخونن.من تو کتاب خواندن لذت بردم از قلمشون.موفق باشید 🌹🌹