مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت شصت و یک :
روی نیمکت یک پارک نشسته بودند با اندکی فاصله... فقط یکم! در حدی که هیچ برخوردی میانشان نبود. فریال این فاصلهها را دوست نداشت؛ اما معین گاهی به سرش میزد و آنها را رعایت میکرد. تازگیها به این نتیجه رسیده بود که تا حد امکان فاصلهی فیزیکیاش را با دختر حفظ کند چون دیگر داشت حتی از خودش هم میترسید... فقط دو دسته از آدمها توی فضای پارک به طور پراکنده نشسته بودند. چند پسر و دختر نوجوان
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوشحالم نظرت اینه🤩💚
۱ سال پیشفاطمه ❤️
0واقعاً معین خیلی مظلوم هرکاری می کنه فریال دلخور نشه 🥲 فریال سواستفاده گر😁💜💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آییییی موافقم معین عالیه💚💚💚
۲ سال پیشعاطفه
1آخی معین گوگولی
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی گوگولیه🥰💚
۲ سال پیشنیلوفرسامانی
1فریال واقعا شور و شوق یه جوون پرانرژی رو داره😍🤣
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره خیلی😍👌🏻
۲ سال پیشنفس
3گوگولی مگولی😂انقد این پارت حس خوبی داشت ک وقتی میخوندم فقط لبخند میزدم❤️ و مرسی بابت این پارت زیبا
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چه قشنگ🥰💚 خواهش میکنم عزیزم... به لطف معین گوگولی پارت قشنگی شد😍
۲ سال پیشPrya
0واییی گوگولی دونم سوراخ شد..🫶🥹 یه لحظه حس کردم معین شده گربه چکمه پوش تو آخرین ارزو
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
وای😂 چشاشو هم اینجوری میکرد🥺
۲ سال پیشمهلا
0💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۲ سال پیشمنیر
0واقعاً معین گوگولیه😊
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی 🥺😍💚
۲ سال پیشرویا (فن ...)
0وای چه پارت گوگولی ای بودددد 😍😍😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آیا معین گوگولی هست یا نه؟ مسئله این است😅
۲ سال پیشرویا (فن ...)
0مسئله ؟ صد در صد که هست 😎
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره واقعا هست😍
۲ سال پیشZarnaz
01️⃣واقعا ایول به کسی که همچین سخن گوهرباری گفت😍👍دقیقا همینطور معصومه بدبخت ممکنه هر لحظه دق کنه از نگرانی این دست و دست داخل پارکن😛🤣خسته نباشی خیلی پارت خوبی بود 😍❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم💚😍 آره واقعا.... والله معصومه بیخودی حرص و جوش میخوره😅
۲ سال پیشZarnaz
03️⃣ 5-هیچی حرف حرفه دو روز دیگه از بین میره هیچ *** یادش نمیمونه شاید برای خانواده ها خیلی مهم باشه ولی به شخص برای من مثل فریال اصلا اهمیت نداره هر چی میخوان بگن که چی 🙃😎❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
شرایط آدمها همیشه متفاوته الان این مرده گنده که معین باشه واقعا آسیب دیده از حرف دیگران😭
۲ سال پیشZarnaz
0عالیییی بود مرسییی آزاده جونم 😍❤️3️⃣ 1-راستش نه🙈2-اصلا موافق نیستم آخه مگه اونا فریال دیدن که همچین چیزی میگن🤔4-90تا پارت داره معین میتونه یکم دل عطا رو به خودش نرم کنه🙈😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نرم کردن دل عطا خیلی خیلی سخته😩🤦
۲ سال پیشپرنیا
0رابطه بسن نیس،من ک تعجب نکردم کار دل واقعاغیرمنتظرس ازش هیچی بعیدنیس،فریال انقدازطرف عطاوفرهادتوجه دیده رفتارش طبیعیه انقدگوگولی باشه😂،ازنظرحرف مردم متاسفانه بله ی جاهایی واقعانمیشه بیخیالشد،
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه به سن که نیست به اینه که معین خیلی ظاهر پخته و جا افتادهای داره و از نظر خانوادهاش این مسائل بهش نمیخوره. فریال هم که واقعا مورد توجه پدر و برادره😍😍
۲ سال پیشپرنیا
0۷۰تا احتمالا پایان فصل باشه،و آخرفصلت باشوک بزرگ فهمیدن رابطه دوباره ازطرف خونواده امینی وجدایی موقت این دوتامهربون رقم میخوره من میدونم😭😭
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
موقت؟؟؟😂😂امیدت رو دوست داشتم. از فهمیدن که میفهمن ولی این پایان فصل نیست🤭
۲ سال پیشمریم گلی
0رفتار فریال از عشق زیادش نسبت به معین پیش خود معین کمی بچه گانه ست نه پیش خانواده معین ،معین فریال رو برای ازدواج میخواد نه دوست دخترش ،فقط بخاطر شناخت فریال داره ناخواسته به این رابطه ادامه میده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دیگه الان چارهای هم نداره جز ادامه دادن😩😩 توی بند عشق گرفتار شده، پدر دختره هم که راضی نمیشه.... طفلی معین😭خدا کنه حداقل عطا بخواد بشناستش🥺
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهشید
1رمان قشنگیه💚