دادگاه مردگان به قلم سهیلا عبدی
پارت هفتاد و ششم :
اگه فکر کردی با مظلوم نمایی گناهی که کردی از بین میره کور خوندی من اون شنل لعنتی که پوشیده بودی رو دیدم اون تو اتاقت بود. به خاطر تک تک عذابایی که پدرم و همسر و دخترام از دستت خوردن تقاص پس میدی تو یک مریخی اصیلی که نمیدونم چی باعث شد به زمین بیای و زندگی اریکا رو ازش بگیری نمیدونم اسم واقعیت چیه اما میدونم که کارمن برای گیر انداختنت مجبور شده بود طی ماموریتی با اون مرد ازدواج کنه و حØ
لطفا صبر کنید...
