پارت سی و نهم :


*****
نگفتی چرا میخوای اون زن‌و پیدا کنی؟
حامی این سوال را پرسید درحالی همه‌ی حواسش به مسیر روبه رو ورانندگی‌اش بود.
_میخوام یه چیزایی رو ازش در مورد خودم بپرسم.
حامی برای ماشین جلویی که یک پژوی نقره‌ای رنگ است وسرعت پایینی دارد بوق میزند. بی وقفه چند بار پشت سرهم!
_چرا باید راجع‌به خودت از اون زن سوال بپرسی آخه. پدرت که بهتر میتونه کمکت کنه.
پروانه گونه هایش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Najva

    1

    خوب شد دید براش ناراحت شدم.☹️💔 حامی نکبتی😂 عالی بود ممنون فرگل خانم🌹

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    آخ جووون ک فهمید 🥰🥰🤪🤪

    ۲ سال پیش
  • نشمین

    2

    فرگل جان تولدت مبارک البته با تاخیر .چ خوب ک پروانه متوجه شدکم کم داشتم میترسیدم ک پروانه خام حامی شه از این ب بعد بیشتر حواسش به حامی است وگول حامی موزی نمیخوره

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️