هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت هشتاد و نهم :
کنار تختش نشست. تنفسش آرامتر از همیشه شده بود و چهرهاش در اوج بیهوشی، دردمند! دستش را برای گرفتن دست نیمهجانش دراز کرد، اما میانهی راه منصرف شد. وابستگی بیشتر در آن شرایط میتوانست نابودکننده باشد. آرسین نمیتوانست متعلق به او باشد. نمیتوانست تا ابد خود را از تمام دنیا مخفی نگه دارد. پدرش به او نیاز داشت و برای رسیدن به او لازم بود از طریق قانونی وارد عمل شود. احتمالا نیاز بÙ
لطفا صبر کنید...

لژازرنذم
0فسبغهرخذدکمذ