پارت چهل و پنجم :

محکم بغلم کرد و سرشو کنار گوشم اورد و با مهربونی گفت :
- به هیچکدومشون گوش نمیدم.

اگه بگم با این کارش جریان برق از کل بدنم رد شد و یهو احساس کردم توی یه کوره آتیش افتادم دروغ نگفتم!
دوباره تکرار کرد :
- به هیچکدومشون گوش نمیدم فرشته!
اسممو گفت!

چشمام گرد شد و خون به صورتم و لپام دوید!
لعنت بهش داشت چیکار می‌کرد؟
ازم فاصله گرفت اما همچنان دستاش روی باز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسی حانیا جونم❤️💋

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    2

    مثلا نمیتونی حرف بزنی😅😅آخه لئون فرشته دختره ناز داره نازشو خریدی وا داد😅😅

    ۲ سال پیش
  • فرشته میرحسینلو

    0

    از این به بعد شاهد عاشقانه های لئون جذاب و فرشته هستیم😍

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    چقدر دم

    ۲ سال پیش
کپی شد!