پارت هشتاد و پنجم :

به یاد همه و همه، کل احساساتش را به کار بست تا برای اولین و آخرین بار بتواند واقعی و به دور از تمام ناکامی‌های دنیا، عشقش را به کسی ابراز کند.
دختری که در طی چندین ماه گذشته، علی‌رغم تمام تلاش‌هایش برای پس زدنش، تبدیل به تنها دلیل برای ادامه‌ی زندگی‌اش شده بود...
_وقت تمومه! تانیا اگه صدامو می‌شنوی آروم از در خونه بزن بیرون. وقتی اجازه‌ی تیراندازی رو صادر کنم تضمینی برای سلامتØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    0

    💙💙💙

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️