هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت هشتاد و سوم :
_دیر رسیدی!
در سایه روشن غروب، بالاخره پیدایش کرده بود. کلبهای جنگلی میمانست که به سختی به اندازهی زندگی یک نفر فضا داشت. در و دیوارهایش فرسوده و خودش هم متروکه به نظر میرسید. نفسی عمیق کشید. نمیدانست چه حسی دارد. هم خوشحال بود و هم نگرانی عجیبی بر جانش سنگینی میکرد.
_کسی تعقیبت نکرد؟ در رو ببند!
بدون حرف وارد شد و در را بست. اتاق در تاریکی مرموزی فرو رفت. همان مقدار اند
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

ساناز
0❤️❤️❤️