پارت هشتاد و نهم

زمان ارسال : ۶ روز پیش

سوار ماشین شدم، رستاک جنازه ماموری که روی صندلی عقب افتاده بود را به بیرون پرت کرد.
_ردیاب؟
روی صندلی پشت فرمان نشست و خم شد.
_از کار انداختن‌شون.
در حالی‌که نفس عمیقی می‌کشیدم چشمانم را چندی بستم.
نگاهم را به نیم‌رخش دوختم، زاویه تیز و سخت فکش همیشه انگشت سبابه‌ام را وسوسه می‌کرد تا لمسش کنم.
درحالی‌که راه می‌افتاد، دستش را دراز کرد و گوشی که روی داشبرد بود را

3890
522,647 تعداد بازدید
3,895 تعداد نظر
90 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

مرجان فریدی : ۹ ماه پیش

توجه کنید دوستان
زمان فروش رمان ها از یکم تا سوم ماه و از ۱۵ ام تا هجدهم ماه یعنی در مجموع شش روز در ماه فروخته میشن،اگر در زمان دیگه ای جز روز های گفته شده(واریزی داشه باشید) تا زمان گفته شده، فیشتون برسی نمیشه.

مرجان فریدی : ۷ ماه پیش

سلام دوستان حتما توجه کنید.
نزدیک به سه هزار نفر عضو فعال رمان های vip هستن و این یعنی پول کسی خورده نشده، این یعنی،اگر واریز میکنید فقط خودتون نیستید و یه نفرم بیست و چهار ساعته نشسته منتظر پیام شخص خودتون باشه، پس این یعنی سه چهار روز حداقل طول میکشه تا کلی فیش به ترتیب ارسال و اعتبار برسی و کد عضویت داده بشه و‌کلی جواب سوال دیگه! پس اگر(با عده محدودی ام) درک همچین مسئله ساده ای و ندارید،میتونید واریز نکنید یا به جای توهین پولتون و‌پس بگیرید،مارو به خیر شمارو به سلامت، (با تشکر(یه سری پیام خوندم عصبی شدم،‌ولی لپ بچه های مهربون و با درک و فهم رو‌میبوسم)

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nfs

    10

    امیدداشتن به زنده بودن هامور عین احمقا. نشخوارفکری برای چجوری تموم شدن این قصه چندساله توی جلد آخر. تک به تک پازلایی که تازه دارن رو میشن که بخان چیده بشن. دیدن دوباره همشون باهم. چجوری زندم؟!

    ۳ روز پیش
  • Nfs

    20

    شاید منم مث خزان شدم، ولی بجای سیاه و سفید، سیاه و آبی میبینن چشمام، توی خط به خط پیرانا . کاش بن بست بشه ته این تونل هزارتو، تا زندانی بشم توش، تا باورم نشه هامور دیگه نیست. و اون کد، رستاک بود :)

    ۳ روز پیش
  • اسما

    00

    هم از فهمیدن راز بهتم زده هم دارم دق میکنم 😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۴ روز پیش
  • پریا

    20

    یه جوری نیشم تا بناگوش بازه انگار برا من غیرتی شده😂😂ویونا پاشو این بچه رو یه بغل کن تا سکته نکرده 😂🥺از دست آدمای میشل نمرد ولی یجوری حرصی شد فک کنم سکته کنه بچم

    ۴ روز پیش
  • Helia

    00

    تقاص تو هم عذاب وجدانته💙

    ۵ روز پیش
  • ئاساره

    130

    شماها هم مثل من چهار تا جلد رو قاطی کردین؟ مگه اینا با اون کیف و گردنبند سازمان رو نابود نکردن؟ و مامان همراز رئیس سازمان نبود که مرد؟

    ۶ روز پیش
  • ئاساره

    00

    کسی نیست توضیح بده؟😂

    ۵ روز پیش
  • ...

    20

    من یه کوچولو حس می کنم که با اون کدی که تو گردنبند همراز بوده، او کیفی رو که تو زندگی سیگاری پیدا کرده بودن رو باز کردن، اطلاعات رو در آوردن، و تو اون اطلاعات اسم رستاک اومده، که دنبالش گشتن پیداش کنن

    ۵ روز پیش
  • عزادارِ هامور

    10

    من یادمه تو رمان خیمه شب بازی معلوم شد که این سازمان چند تا بخش داره و سرئیس هر پخش فرق می کنه شاید مامان همراز رئیس یه بخش دیگه بوده و اون گردنبند و کیف هم فقط اطلاعات مربوط به اون قسمت سازمان و داشت

    ۵ روز پیش
  • Rahii

    313

    از یه طرف دلم برا رستاک میسوزه ولی از یه طرف هرچی می شینم فک میکنم میبینم اون به هر حال می توانسته به خودش بیاد و هامورو نکشه همون طور که وقتی داشت ویونا رو می کشت به خودش اومد...

    ۶ روز پیش
  • Valentina

    190

    واقعا چطور به خودش میومد؟؟اگه میتونست زودتر از اینکه حتی ویونا پاشو تو زندگیش بزاره خودشو راحت میکرد حتی دیدی سر ویونا هم خیلی خیلی دیر به خودش اومد رستاک نه کنترلش نه بیدار شدنش دست خودش نبود..

    ۶ روز پیش
  • Rahii

    17

    نه ببین الان خودش بیدار شده و به خودش اومده،اون میدونست هامور بچه ویوناس پس باید اونموقع هم بخاطر عشقش جلوی کشتن هامور می گرفته

    ۶ روز پیش
  • Valentina

    40

    اون موقع حس خاصی نداشت تازه سر اون مهمونی تو دبی رستاک چهل درصد کنترلش رو اونم فقطط بخاطر ویونا پس گرفته بود.من نمیگم رستاک کاملا بی گناهه نه اونم کارهای بد زیاد کرده و مقصره ولی کنترلش با خودش نبود

    ۶ روز پیش
  • Rahii

    20

    آره خب درست میگی. در هر صورت همشون سختی کشیدن به اندازه خودشون ولی این حق هامور نبود...

    ۶ روز پیش
  • Valentine

    100

    من انقدر دوستش داشتم که مثل احمقا منتظرم زنده باشه ولی از طرفی خوشحالم که قاتل نشد چون اون معصوم تر از این حرفا بود به قول خودش بخشی از طبیعت بود ولی آدمکش نه.

    ۶ روز پیش
  • Valentine

    60

    یکی از دلایلی که رستاک از نظرم خیلی گناه داره همینه چون اونم یه بچه بوده و به اندازه خودشم بیگناه خواستن بکشنش بامار بعدم که تبدیلش کردن به پیرانا حالا هم بیدار شده باکلی خاطره بد که دست خودش نبوده

    ۶ روز پیش
  • Rahii

    30

    وای منم منتظرم زنده باشه:)با اینکه مدت خیلی کمی توی رمان بود ولی تاثیر خیلی زیادی گذاشت

    ۵ روز پیش
  • شیدا

    00

    خفن تریننن

    ۵ روز پیش
  • Deniz

    10

    از همه بیشتر برای رستاک ناراحتم،خیلی،اون برگه هم قطعا یه نقشه خیلی مهمیه که باعث آشکار شدن خیلی چیزا میشه،با اینکه هامور مرده ولی بازم چقد قراره به ویونا کمک کنه با اون نقشه

    ۵ روز پیش
  • :)

    80

    من یچیزیا نفهمیدم رستاک گفت ایوار سال ها دنبال کد بوده؟که اون کد رستاک بود؟ چه کدی؟ یه کد تو انتقام ابی بود که اونم تو گردنبد بود و پیدا شد حس میکنم همچیا قاطی کردم🤦🏼 ♀️

    ۶ روز پیش
  • ...

    00

    سر اون کد گردنبند همراز گفته شده بود که کدِ خطرناک ترین اسلحه سازمانه که بقیه سازمان هاهم دنبالشن و با توجه به این و چیزهای که تو رمان گفته شده میشه گفت یکی از کدهای بیدار کردن رستاک بوده برای کنترلش

    ۵ روز پیش
  • Sima

    ۱۷ ساله 100

    رستاک یه جوریه که نه میتونی مقصر بدونی نه بیگناه:)))))

    ۵ روز پیش
  • عزادارِ هامور

    60

    امیدوارم وقتی که دارن میرن پیش سردین لپتاپ میشل هم با خودشون ببرن تا سردین حکش کنه و اطلاعات نابودی سازمان و به دست بیارن

    ۶ روز پیش
  • فاطمه

    ۳۰ ساله 60

    فک میکنم که اطلاعات سازمان ی جایی که کد اون مکان از طریق اون نامه که هامور نوشته پیدا میشه و ی بخش از کد هم تو گردنبند همراز که با هم میتونن اون اطلاعات رو بدست بیارت

    ۶ روز پیش
  • Saba

    190

    فقط منم که فکر میکنم توی اون برگه ی بازی هامور و ویونا خیلی از راز ها نوشته شدن؟

    ۶ روز پیش
  • Melika

    50

    نوچ حتی من حس میکنم خونه امن هم براشون گزاشته و همینطور نشونی افراد سازمان روو چطوری نابودیشون رو

    ۶ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید