تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و هشتاد و چهارم :
میداند ضربتی وارد عمل شده است. تصمیم داشت در فضایی خاص پیشنهادش را مطرح کند تا لذت واکنشهای آوا را برای ابد در ذهنش ثبت کند. اما شرایط اجازه نداده بود. در شان خودش و آوا نمیدید احساسش را انکار کند و بعد از مدتی دوباره موضوعش را پیش بکشد. در خواستن خودش که هیچ شک و شبههای برایش نمانده، صیاد قابلیست؛ میداند آوا را هم جلد کرده است. چند ماه است که شب و روزش را با فکر آوا گذرانده، حالا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
فائزه سادات
0عالی مثل همیشه ❤️
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم.
۲ سال پیشیانا
1درو د بر بانو اصغری آوا خودشو سنگ قلاب کرده با بلایی که باسمیر به سرش آمده اما آوا عاقل تر از این حرفهاست تصمیم درستی میگیره صدرا از این ساعت دیگه خواب و خوراک نداره 👰🤵
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
تیر صدرا دقیقا به هدف شلیک شده.صیاد عاقلیه.🥰🥰🥰
۲ سال پیشیانا
1خانم اصغری یه سوال داشتم این همه سیاست وباهوشی برای صدرا و شهریار ! موندم به اخلاق پروین ؟
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
قرار نیست همه به یه اندازه عاقل باشن. بعلاوه صدرا و شهریار تو جامعه حضور دارن و پروین محدود به دنیای خودشه.🌺
۲ سال پیشAa
0عالی بود ممنون🙏🌹
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰🥰
۲ سال پیشآ
0سلام واقعا ممنون خیلی عالی دستت طلا ای کاش همه رو همین جا میتوانستین بذارین برای خواندن
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
ریز ریز بخونین که حسابی بچسبه.😉🥰🥰
۲ سال پیشZahra.s
0وای چقدر این پارت چسبید عالی بود بخدا
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
نوش نگاهتون.🌺🌺
۲ سال پیشستاره
0ای جانم دستتون دردنکنه،نخسته حانم اصغری....حق داره آواباتجربه ی قبلی که داره ولی عاقلانه تصمیم میگیره چون شناخت داره ازصدرافقط شک شده،صدرام کسی نیست که پاپس بکشه فقط زمان میبره علاوه برصدرامام نگرانیم
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزمممم. نگران نباشید. صدرا کارشو بلده.😁❤️❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهسا
1صدرا عجله کرد. باید می ذاشت اقلاً یک سال از جدایی آوا می گذشت. لااقل سمیر به صورت ظاهری از زندگی دخترک بیچاره بیرون می رفت. 😐