پارت صد و هشتاد و سوم :

از ماشین پیاده می‌شود و عکس‌العمل آوا را تماشا می‌کند. خوشش می‌آید که این دختر تظاهر و خودداری را خیلی خوب بلد بود. آوا با خونسردی عینکش را از روی چشم برداشته و آن را مانند تل روی سرش می‌زند. دستانش را روی سینه در هم قفل می‌کند و به سمیر خیره می‌شود.
- در عجبم که خسته نمی‌شی. اراده و پیگیریت یهو فعال شده... بی‌شخصیتی تو چیزی نیست که ازش خبر نداشته باشم آقای پاکزاد. حرف تازه‌ای داری

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهسا

    0

    ولی آدم های نامتعادل و روانی ای مثل سمیر به این سادگیا دست از آزار طرف برنمی دارن و تا یه دردسر اساسی درست نکنن، پا پس نمیکشن

    ۲ سال پیش
  • ناشناس

    0

    چه قلدر انگار اجباری والا

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    سمیر خودش رو مالک آوا میدونسن. واسه همین از دست دادش🌺🌺

    ۲ سال پیش
  • Zahra.s

    4

    وای خدا بالاخره بالاخره خیلییییی عالی پیش رفت همینه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • نوزا

    2

    سووووووت بلبلی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    آها آها...😁🌺🌺

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    بارکلا به صدرا ونمیپرسه با من ازدواج میکنی؟امر میکنه با من ازدواج کن 😉ممنون عزیزم موفق باشید⚘🌹

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    اینم از تفاوت صدرا.🥰🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    ای جان 😍🥹😍حالادست بیاوسط(ببخشیدجوگرفت)بالاخره گفت اوف خیالم راحت شد دیگه می رسیم به قول مرحله آخرکه پروین وحرف مردمه 😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😂😂❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • سپیده

    0

    بیصبرانه منتظر عکس العمل آوامممممممم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🌺🌺❤️

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    0

    خوب بود حالا باید دید آوا چه برخوردی میکنه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😊😊😊

    ۲ سال پیش
  • یانا

    4

    چه عجب آقا صدرا حرف دلشو زد دق مرگمون کردتا گفت خانم اصغری یه کمکی کنید به آورا وصدرا پروین نزنه سیم آخر بخدا آه صدرا دامن گیر پروین میشه .

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️