پارت دوازده :


سمآء برای دیدن اثری که از آن حرف می‌زدم خم شد، دستی جای رد انگشتر کشید و گفت:
-مثل اینکه.
مردد بودم از گفتنش اما گفتم.
-یعنی، یعنی کسی تو زندگیم بوده؟
بدون ذره‌ای درنگ در جوابم گفت:
-نمیشه دقیق گفت. هرچیزی امکان داره.
پشت دستم را بالا گرفتم تا بهتر ناخن‌هایم را ببیند
-من رنگ بنفش رو دوست داشتم! ناخن‌هام این رنگی بوده.
و بعد شال از سر کندم. با دقت بیشتر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    2

    نویسنده جان میشه خواهش کنم پارت ها رو یه مقدار طولانی تر بنویسی تا میخوایم بریم تو بحر داستان تموم شده ،من رمانتونو دوست دارم ،موفق باشی سحر جان

    ۲ سال پیش
  • نورای

    1

    نویسنده جون رمانت عالیع ولی واقعا خیلی کوتاهه و روز های پارت گزاری کمه اگ بشه روز های پارت گزاری رو بیشتر کن :)

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    1

    ممنون 😘

    ۲ سال پیش
کپی شد!