پارت صد و سی و هشتم :

پسرِ جوان تمام حواسش را جمع کرده بود تا با دقت فراوان موهای خرمایی‌رنگ آهیر را کوتاه کند. آهیر بسیار حساس بود.برای همین کوچک‌ترین خطایی نباید از پسر سر میزد‌.
با شانهِ مخصوص آهیر،شانه‌ای به موهایش زد.چشمانش را ریز کرد و قد هر تار مو را بررسی کرد.با نوک قیچی،چند تار موی او را اندکی کوتاه کرد تا موهایش یکدست بشود!
آئینه را مقابل آهیر گرفت و گفت:
_راضی هستید آقا؟
آهیر روزنام

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • hasti

    0

    قلمت خیلی خوبه با اینکه من اصلا رمان از زبان سوم شخص نمیخونم ولی رمانت و خیلی دوست داشتم فقط کاش عکس ار کارکتر های دیگه هم میزاشتی تا بهترصویر سازی کنیم

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️❤️ باعث خوشحالیمه❤️

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    خلاصه باید بگم بردیا جان آرزوی سلامتی و موفقیت برات دارم😁

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزمی💋❤️

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    یعنی اهیر هنوز از برسام چیزی نمیدونه یا نمیشناستش؟

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نمیدونه😁

    ۸ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    1

    سلامتی همه حبس کشیده ها آهیرخان!😂اگه بهت بر نمی خوره یه حمایت از بردیا کنم و برم😂😂 اما نیلوفری واقعا خوشم اومد ازش... من طرفدار کاراکترهای منفی ترسناکم🙈وقتی صورتش با تیغ اصلاح زخم شد منم ترسیدم😅

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به‌به😍 پس آزاده‌خانم هم به لیست طرفدارای آهیر پیوست😁❤️ بردیا جان از الان فاتحه‌ات رو بخون😂🤲🏻

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    0

    آره عاشق اون تیکه پارتم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    آهیر همچون شکارچی که منتظر وقت مناسب شکارش باشد شکار اول را بردیا انتخاب کرد با هدیه که برای بردیا دارد طوفانی بزرگی همه را درگیر میکند 🌪🌪

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اما هدفش یکی دیگه است🥲❤️

    ۲ سال پیش
  • هلنا

    0

    چشم بند کم بود زخم اضافه شد😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    2

    اوه اوه شیطان وارد میشود باید منتظر تلفات زیادی باشیم اینی که من دیدم قرار کشتو کشتار راه بندازه البته یه دور کامل میخواد به همشون زجر بده نیلوجون بازم مثل همیشه عالی وخفن خسته نباشی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی مهربون😍توصیفی که به کار بردید دقیقا در مورد آهیر صدق میکنه👌🏻❤️🙂 این کارکتر تازه اومده ولی چه خوب که انقدر قشنگ شناختیدش❤️🙂

    ۲ سال پیش
  • سح

    2

    این آهیرم بدجور خَفَناکه ها🤣

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بدجووور😂❤️ آهیر یه چند لولی از بقیه کارکتر‌های منفی بالاتره...😎

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    2

    بیچاره بردیا

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قشنگ با اومدن آهیر،فاتحه بردیا رو خوندید😂❤️ واقعا هم بیچاره بردیا....؛)))))) 💔

    ۲ سال پیش
  • .

    2

    فقط میتونم بگم یا ابلفضلللللللل

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    الان اوضاع جوری شده که فقط باید گفت یا خود خدااااا😂❤️

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    0

    مرسی ک پارت هدیه میزاری در ادامه نظر قبلی منظورم اینه که همه باهم تبادل داریم وی آی و پی و سکه ای نیست ک یکی جلو باشه و یکی عقب چون شما انقدر ماهی ماهم پشتتیم😌💕

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم❤️💝 مرسی از شما که همراه ِ همیشگی آخرین گلوله هستی و در نظرات، حضور گرمت رو نشون میدی❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    1

    جدا ازاین ک قلمت خیلی حرفه ای و خاصه عاشق خودتم چون خودتم حرفه ای قطعا اثر هرکس براش ارزش داره و هرطورک دوست داشته باشه میتونه اونو ب اشتراک بزاره امااین رایگان بودن رمان وصمیمیت بینمون خیلی می ارزه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسیییی به‌خاطر لطف و محبتی که داری هانیه جانم❤️😍عزیز دلمی🫂✨️❤️ منم صمیمت بین‌مون رو به شدت دوست دارمم❤️😘

    ۲ سال پیش
  • *_*

    0

    آقا عکس آهیر هم بزار 😁

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آهیر هم به لیست کراش‌ها پیوست؟😂 متاسفانه عکسی از کارکتر آهیر ندارمم❤️ تصویر سازی رو به عهده خودتون می‌سپارم😂❤️

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    1

    من از اهیر خیلی بدم میاد چندششششش رو عصاب

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    حق دارید🥲 نیومده رو اعصابه🤦🏻‍♀️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    2

    و اینکه اهیر وارد میشود مثلا فرض کن اهیر رو بهار کراش بزنه 😂😂 مثلا بفهمه بهتربن ضربه رو از طریق بهار میتونه بزنه به بردیا ووو دیگه اهیر امیر سام ثامر و تمام کارکترا بهم میریضن

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه دیگه😂 آهیر این همه سال برای دلی صبر کرد.رو بهار کراش نمیزنه😂 ولی همینجوریشم همه قراره بهم بریزن❤️🥲

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️