پارت ده :

شب هنگام به اتاق خود در طبقه ی بالا می رود.با او سالهاست در این خانه زندگی می کند.او‌ پسری ست که که در کودکی پدر و مادرش را در تصادف از دست داد.می داند خانواده اش بسیار متمول بودند.عمویش جهان که بعدها حضانت او را بر عهده گرفت هم خوب بود.انصافا فائزه زنش هم زن خوبی بود.جور عجیب و غرÛ

رمان فوق برای چاپ ارسال شده است و دیگر امکان مطالعه آن وجود ندارد. با تشکر از درک و توجه شما خوانندگان عزیز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • صحرا

    0

    خسته نباشید گرم ،قلمتون مانا بااینکه تازه شروع کردم به خوندن ولی جالب و داستانی تازه بنظر میاد امیدوارم که همینجور قوی ادامه بدی

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون که همراه من هستین امیدوارم که تا آخر با من پیش بیاین و رمان رو دوست داشته باشید

    ۲ سال پیش
  • ....

    0

    ممنون از نویسنده ی عزیز ❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهی شما

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    👏🌹⚘❤

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیتون

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️