پارت صد و سی و ششم :

سرش را روی فرمان ماشین گذاشته‌بود.مقابل قنادی پارک کرده‌بود و منتظر بهار بود!مصطفی برایش یک خودرو تمام دودی آورده‌بود.خودرویی که تحت تعقیب پلیس نبود! سرش از درد داشت منفجر می‌شد.دلارا را دیده بود.حال دختر خوب بود اما امیرسام همچنان از دست خودش عصبانی و شاکی بود.آن دو به یکدیگر قول داده بودند تا ابد مراقب همدیگر باشند و هیچ‌وقت دیگری را تنها نگذارند.با این وجود، امیرسام به او آسیب‌ ز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    اخجون دزدی

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    1

    این روزا از امیر ناراحتم..بهار خوب کاری کرد بهش عذاب وجدان داد😂

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️👌🏻👌🏻

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ولی همچنان ترکیب این دو تا رو دوست دارم💙✨حالا بیا بهار ببین چی میخواد نشونت بده

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    1

    کنارش می ماند تا زمانی که او نور کوچک درونش را خاموش نکند.... قشنگ بود گوگولی من🥰

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم من❤️✨️🫂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    2

    آفرین بهار! بارالها مجددا ممنونم که دلارا توی ماشین بود🤲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدایاشکر😂❤️ البته برای بردیا اینکه خودش تیربخوره راحت‌تره تا دلارا تیربخوره🥲💔

    ۲ سال پیش
  • حدیث

    1

    درد و نفریننننننننن اینجانب از خماری دق کرد😂 اگر بردیا فلشو نمیداد داستان جالب نمیشد و بنظر من خیلی زوده ک بخوان با هم خوب شن البته نظر منه😂❤❤

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به زودی اوکی نمیشن😂😂 چراااا درد و نفریییین؟؟؟😂🧐

    ۲ سال پیش
  • شیرین

    0

    وای تورو خدا باز بهار رو بدزد خیلی عالی میشه من دوسسستتتتت😍😍😍😍

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه دزدیده نشد😂😂 بهار بنده خدا با پای خودش رفت😂❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    واقعا جدا از قلم زیبات اینکه با خواننده ارتباط برقرار می کنی رمان و جذاب تر و خواندنی از میکنه 🫂همینقدر قوی ادامه بده💞

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    لطف داری عزیز دلم😍✨️ ممنونممم❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    چرا آخه چراااا پارتو اینجا تموم کردی من چطوری منتظر پارت جدید بمونممم😢 ببین دوتا پارت جای بدی تموم شد ولی خیلی قشنگ بود 😢❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاه قشنگت😍❤️ مزه‌اش به جای حساس تموم کردنه😈😎

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    بله و مارو تو کنجکاوی رها کنی ❤️ 🩹😂

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    0

    امیرک 🥲🥲🥲🥲ولی بازم بردیا رودوس دارم با حرفای بهار بغض کردم بچه م مونده بین داداشش وکسی که دوسش داره 🥲🥲🥲🥲نیلو جون خسته نباشی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلم❤️✨️😘 آره بنده خدا....:)

    ۲ سال پیش
  • رها

    0

    واقعا این توجهی که به بقیه نشون میدی قابل ستایشه..میشینی تک تک جواب میدی من وقتایی که عصبانی بشم از دستت پیام میدم وگرنه بیشتر وقتا دارم با رمانت عشق میکنم بخاطر همین هیچی نمیگم و نظر نمیدم❤

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم از لطفت عزیزم❤️✨️❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    به شخصه به بهار حق می دم ، حرفاش تلخ ، دردناک ولی واقعی بودند.حاضرم به بردیا هم حق بدم چون از هر طرف تحت فشار بود و تحت تربیت یک آدم نظامی بوده.منطقم بیشتر از این نمیذاره احساسی ٪۱۰۰طرف امیر رو بگیرم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موافقم باهات :) حرف‌های بهار خیلی حق بود💔🥲

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    بردیا حق داشت که همچین کاری کنه روباه مکار هم حق داره که ازش اعصبانی بشه بخواد بهش شلیک کنه بهار هم حق داره اصلا در یک کلام همه حق دارن واسه کارایی که کردن 😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا همه به نحوی حق دارن🙂💔

    ۲ سال پیش
  • arezoo

    0

    دلم برای امیرک میسوزه خیلی تنهاست 😭😭قراره بهار رو بدزده ؟؟؟وای اگربدزده خیلی باحال میشه دوباره بردیا رو حرص بده 🙈🙈🙈❤❤❤

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    همه علاقه خاصی به این دارن که امیر بردیا رو حرص بده😂❤️ نمیدونم چرا😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    واقعا آخرین گلوله یکی قشنگ ترین رمان هایی که خوندم واقعا خسته نباشید نیلوفر بانو 💫بنظرم واسه این پارت آهنگ خرابش کردی فرزاد فرزین خیلی بهش بخوره زیبایی این پارت و بیشتر کنه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلم😍❤️😍 نوش نگاه قشنگت✨️ اتفاقا پارت امشب آهنگ داره...خودم یه آهنگ دیگه انتخاب کرده بودم ولی دیدم آهنگی که شما گفتی هم خیلی بهش میاد❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️