قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت هفتاد و یک :
**فصل یازدهم**
نزدیک تهران بودیم. تمام ایستگاهها با برنامهی بالا رفتن از سقف قطار همراه کلی ترس و وحشت از احتمال سقوط تا دیده شدن توسط سربازها گذشته بود.
از موقعی که هوا تاریک شده بود، نگرانی دیده شدن کمتر و اضطراب سقوط بیشتر شده بود چون درست نمیدیدیم کجا پا میگذاریم، اما تا اینجا بهخیر گذشته بود. حالا داشتیم به تهران نزدیک میشدیم و نگرانی مثل خوره به جØ
لطفا صبر کنید...
