پارت چهارده :

رونیکا همین که سرش را بلند کرد تا لوسترهای معلق بزرگ را ببیند متوجه شد کتابخانه چندین طبقه است و طبقات، با راه پله‌های مارپیچی متحرک به هم وصل میشود.

با هیجان چشم از طبقات بالا گرفت و به آبنمایی که وسط سالن به شکل یک الهه خودنمایی میکرد نگریست.

سپس نزدیک رفته و به الهه که دستانش به هر دو طرف باز شده بود خیره شد. از هر دو دست آبی به رنگ نقره‌ای جاری شده و درون حوضچه میریخت.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نجمه خواجه

    0

    عالیییییییه

    ۱۲ ماه پیش
  • نگار بنی هاشمی | نویسنده رمان

    سپاس فراوان🌷🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • نگار بنی هاشمی | نویسنده رمان

    🌷🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • نگار بنی هاشمی | نویسنده رمان

    ممنونم🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • Raheleh

    0

    بله خیلی خوبه

    ۱ سال پیش
  • نگار بنی هاشمی | نویسنده رمان

    🙏

    ۱ سال پیش
  • پوچ

    0

    نمیدونم ....

    ۱ سال پیش
  • مایا کریمی

    0

    عالی وپر هیجان

    ۲ سال پیش
  • نگار بنی هاشمی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم🥰❤️

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    0

    چرا حس میکنم این افسانه هایی که برهام توضیح داد به رونیکا ربط داره؟🤔 خیلی رمان خاص و قشنگیه مرسی از نویسنده که بازم پارت رایگان گذاشتن برامون

    ۲ سال پیش
  • نگار بنی هاشمی | نویسنده رمان

    ممنون از اینکه نظرت رو برام نوشتی😍😍🥰

    ۲ سال پیش
  • Fawtemeh

    0

    😂😂چقدر برهام خوشش اومده

    ۲ سال پیش
  • نگار بنی هاشمی | نویسنده رمان

    😂👌

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️