پارت پنجاه و ششم :

کیکی صورتی رنگ خرید. روی کیک با گل‌های طبیعی سفید تزئین شده بود. دسته‌گل بزرگی نیز خرید که با گل‌های سفید و صورتی زینت یافته بود و یک پلاک کوچک که برشی لیزری از هیبت یک نوزاد بود! ایده‌ی پلاک را با گشتن در وب به دست آورده بود و بابت خریدش قند در دلش آب می‌شد.
شک نداشت که سمانه نیز عاشقش می‌شد و لحظه‌ای از خود جدایش نمی‌کرد. خریدها سه ساعتی از او زمان گرفتند و هنگامی که بالاخره قصد رف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    0

    خدایا چرا😭 اون خیلی جوون بود دوست داشت مامان بشه بچه ی تو شکمش🥲😔

    ۱ سال پیش
  • ایسان

    1

    عالی وبسیار جالب

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    ممنون از محبتت عزیزم

    ۲ سال پیش
  • ایسان

    1

    عالی وبسیار جالب

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    4

    وای وای چه اتفاقی بدی برای مهران افتاد،اصلا باورم نمیشه ،بیچاره سمانه داغ مادر شدن رو به گور برد ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    بیچاره سمانه💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️