پارت چهارم :

از این همه بی‌‌عاطفگی‌‌اش ماتم برده بود. مثل خودش با لحنی جدی گفتم:

ـ که این‌‌طور! اگه منتظر جواب من هستید باید بگم قصد فروش ندارم.

لحظه‌‌ای سکوت سنگینی اتاق را پر کرد. طوری که نگران شدم نکند حرف بدی زده‌‌ باشم! همان‌‌طور که عمیق و پرنف ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!