پارت چهل و سوم :

اتاق، سردتر از همیشه بود یا شاید هم تانیا بود که احساس سرما می‌کرد. چند ساعتی می‌شد که آرسین از خانه رفته بود و تانیا مصمم‌تر از همیشه، پای سیستم نشسته و به رمزی فکر می‌کرد که دسترسی‌اش را به سیستم امکان‌پذیر می‌کرد.
باز هم کلافه و خسته، تصمیم به خاموشی سیستم گرفته بود که ناگهان فکری همچون جرقه، ذهنش را روشن کرد. انگشتان باریکش روی کیبورد به حرکت درآمد و تایپ کرد: «Tania»
کدهای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!