اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و شصت و پنجم :
و دختر را ملزم به حفظ سلامتیش کرد. در غیر اینصورت نامی بیرو دروایسی تمام خاطرات را آتش میزد و دریا ناچار بود دوباره کنار بستر زن بنشیند و قطرهقطره از دهان او حرف بگیرد و حفرههای ایجاد شده در مغزش را یکییکی پر کند.
عصمت آمد. دقایقی بعد نامی برای دریا تقویتی تزریق کرد و از عصمت خواست که رد خون کنار صورت او را پاک کند. و با این درخواست باز هم او را پی کار دیگری فرستاد. اتاق
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

آمنه
0واقعا خیلی خوب بود ممنون