پارت چهل و سوم :

- اگه تصور می‌کنی با کشتن من تمام مشکلاتت حل می‌شه این کار رو بکن کارمن!
زن بیشتر اخم کرد، دندان‌هایش را به هم فشار داد و کلت را روی پیشانی‌ش فشرد.
- گفتم من اون آشغال نیستم!
با یک حرکت سر کلت را به سمت راست کشید و صدای شلیکش به هوا رفت. با حرکتی دیگر او را به آغوش کشید حالا پشتش به الکس بود و صدای تند تند نفس کشیدنش را به وضوح شنید. مچ ظریف دستانش را با یک دست پشت سرش قفل کرد و د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!