پارت چهل و هشتم :



کنار مخده قرمز خودم را روی فرش رها می کنم. امید کوچک دوباره در خواب فراموشی رفته است.

دست کوچکش را با انگشت سبابه اش نوازش می دهم.

اشک داغ از گوشه چشمانم به دست کوچک و نرم بچه می ریزد.

پاهایم روی فرش لاکی رنگ دراز می کنم. لبه های شلوارجین سیاهم آغشته به گل و خاک است.

صدای حرف زدنهای مبهمی از آشپزخانه شنیده می شود.

رنگ و روی نوزاد به کودکان سا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!