آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و بیست و هفتم :
کمپرس سرد را کنار شقیقهاش گذاشت تا کمی از ورم صورتش کاسته شود.آهیر را سیر کتک کردهبود اما چند مشت هم از جانب آهیر،نوشِ جان خودش شد!
چهرهِ او، با آن چشم بند مضحکش،مدام در مقابل چشمان بردیا ظاهر میشد!
در ذهنش،چندباری استایلِ کلاسیکِ آهیر را به تمسخر گرفت.آهیر، ده و نه سالی از بردیا بزرگتر بود.یعنی
به خاطر تفاوت سنیشان،سلیقه او را نمیپسندید؟ ابداً! پای یک حسادت مردا
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
هانیه
0خیلی خوب بود تا اینجت
۴ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر😘😍 امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببری❤️
۴ ماه پیشترنم
0اهیر پس آدم زیاد داره حتی رئیس زندان هم جزو آدماشه..یعنی قراره چیکار بکنه😳
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خدا میدونه💔
۸ ماه پیشترنم
0حالا این وسط همه چیز به نفع امیر تموم شد کلا بردیا اونو به باد نمیاره
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
👌🏻👌🏻🤭🤭
۸ ماه پیشترنم
0ای دلارا قدر این آقا بردیا رو بدون..ببین چیکارا بخاطرت میکنه تو هم ی ذره فداکاری کن براش که نکنی....😬😬
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بردیا واقعا خیلی خیلی دوسش داره :))))))))))
۸ ماه پیشستایش
0واقعا لحظه به لحظه اش برام جالبه رمان خیلی قشنگیه ممنون از نویسنده عزیز🌹
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
باعث خوشحالیمه❤️ امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید💋
۸ ماه پیشRez
0چقدر بدم میاد از اهیر . از کار های سرهنگ محمدی بدم میاد چرا فقط فکر تنفر خودشه فقط، و اصلا به این بچه ها اهمیت نمی ده خوشم نمیاد
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲🥲🥲
۸ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
البته یه جاهایی هم منطقی عمل کرده🥲
۸ ماه پیشغزل
0عالی بود۔۔۔ممنون نیلوفر جون☺️
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر❤️
۹ ماه پیشنفیسه
0عالی بود
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم🥰✨️
۲ سال پیشآمینا
0سلام نیلوفر از کنج عزلت و قهر امروز درمیای گلم؟؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام عزیزممم قهرنبودمم که😂 بله امشب از امیرک پارت داریممم❤️
۲ سال پیشarezoo
0اخ جووون💃💃💃💃
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😍💃🏻
۲ سال پیشنفس
0بعید نیست چون از همون اول که امیرسام ادم میکشت من روش کراش زدم پس قطعا امکان داره راستیییی یه کاری کن این اهیر رو بهار کراش بزنه بعد امیرسام و برسام و بردیا اهیر رو پخ پخ کنن هرچند که نمیشه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
متوجه نشدم چی بعید نیست عزیزم😅 من فکر نمیکنم بهار و اهیر اصلا همدیگه رو ببینن🤣❤️
۲ سال پیشنفس
0اینکه رو اهیر کراش بزنم منظورمه واییییییییی نه لطفا قراره ارزو به دل از این دنیا برم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آهااا متوجه شدم😁 خدانکنه آرزو به دل بری...تنت همیشه سلامت❤️ ولی متاسفانه چنین اتفاقی رخ نمیده...😅
۲ سال پیشتینا
1بردیا نسبت به شغلش خیلی داره کوتاهی می کنه چون دلارا هم یه خلافکاره. دلارا هم توی مرگ ارسلان نقش داشته و هم وقتی امیر دخترا رو مثل بهار میخواسته بفروشه و فروخته هیچ کاری نکرده و... دلارا واقعاً منفوره
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزم درمورد دزدیدن بهار،دلارا با امیر خیلی مخالفت کرد.درسته که در یک سری مسائل نقش داشته.موافقم باهات!❤️❤️اما به اندازه بقیه مقصر بوده؟؟این کارکتر در طول رمان به یه ادم هم شلیک نکرده.
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
و اینکه بردیا ،دلارا رو دوست داره.اینکه بخواد مثل امیر محاکمه اش کنه،به نحوی علاقه بردیا رو زیر سوال میبره.چون دوست داشتن باعث میشه ادم یک سری چیزا رو نبینه💔اما در کل،بله دلارا هم تا حدودی نقش داشته
۲ سال پیشتینا
0و اگه نخواد دلارا رو محاکمه کنه وجدان کاری شو زیره سوال برده، در هر صورت دلارا هم خلافکاره. در ضمن قلمتون واقعاً عالیه ❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم❤️ ولی من مجدد میگم دلارا نسبت به بقیه بی گناه تره...😂مقایسه درستی نسبت به سایر کارکتر ها نیست❤️
۲ سال پیشثریا
0بیچاره بردیا🤧🥺 رئیس زندان رو هم خریده😡😤 خسته نباشی گلم 🌹❤ (از اون گلم های امیرا😘😅🤭) دلم برا امیر تنگ شده 🥲😞😭 دیروز میخواستم بازم نظر بدم ولی میگفت نمیشه🤥
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیر هم به زودی میاد😍
۲ سال پیش♧◇♡♤
0ای جانننننن😍😍😍 پس حدسم درست بود عروسی داریمممممم💃💃💃
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شما که استدلالت حرف نداااشت😂 کلی خندیدم از دستت❤️😂
۲ سال پیشمریم
1نمی دونم چرا از تنها شخصیتی که خوشم نمیاد همین دلارا است
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چرا عزیزم؟
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0آهیر رش چه اسم باکلاسی!